برداشتی کوتاه از زندگی امام سجاد علیه السلام، خلاصه ای از یک مقاله

امام سجاد علیه السلام، در ۲۵ سال ابتدایی عمر شریفشان، امامت امام علی علیه السلام، امام حسین علیه السلام و امام حسین علیه السلام را درک کردند. در ۲۵ سالگی و پس از واقعه عاشورا، امامت به دست ایشان سپرده شد. جنایات بنی امیه در این دوران از جمله واقعه عاشورا، واقعه حره، تخریب کعبه و… موجب حکومت رعب و وحشت بر قلوب مردم شده بود. در این هنگام، اجتماع شیعیان به سختی پراکنده شده و تضعیف شده بود و امام علیه السلام سعی در تشکیل این اجتماع برای آینده ای پس از خود داشتند.

دوران های زندگی امام سجاد علیه السلام

دوران امامت امام زین العابدین علیه السلام را میتوان به دو قسمت کربلا تا مدینه و پس از آن تقسیم کرد.

از کربلا تا مدینه، دوران اسارت: فصل اسارت، فصلی کوتاه اما پرهیجان و کوبنده است. در این دوران، امام علیه السلام به همراه حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر اعضاء خاندان نبوت، ابتدا در مقابل عبیدالله بن زیاد لعنه الله علیه و بعد در بازار کوفه و بعد در مقابل یزید لعنه الله علیه و مسجد شام، به بیان حقایق با بیانی روشن و واضح پرداختند. این به دلیل آنست که لازم است ابتدا با فریادی رسا به همه هشدار داده شده و مردم از خواب بیدار شوند.

پس از اسارت: پس از واقعه عاشورا، مردم در مناطق مختلف از جمله کوفه و مدینه در اعتراض به حکومت فاسق به پا خواستند.  در مدینه و به فرماندهی عبیدالله بن حنظله، مردم بر علیه یزید شوریدند. نتیجه این نهضت، واقعه حرّه بود. در این واقعه تعداد بسیاری از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به شهادت رسیده و فجایع گوناگونی رخ داد. در نتیجه رعب و وحشت فراگیری در مخالفین حکومت به وجود آمد. به علاوه، به حکومت رسیدن عبدالملک بن مروان بن حکم در شام، که فردی مدبر و کاردان بود و به قدرت رسیدن حجاج بن یوسف در عراق که از فرمانبران عبدالملک و فردی بسیار خون ریز بود موجب شد تا فشار زیادی ناشی از فضایی بسته و نظارتی شدید بر امام علیه السلام وارد شود.

در این هنگام، امام علیه السلام با اتخاذ روشی نرم و ملایم، سعی در کاهش این فشار به جهت سهولت در اقدامات اصلی خود از جمله بازخوانی و یادآوری عقاید برای مردم، کادرسازی و پروش نیرو و برملا ساختن انحرافات وارده از سوی علماء درباری که دستان قدرت بنی امیه برای سرکوب فکری مردم بودند، داشتند. امام علیه السلام تقیه می نمودند چرا که هنوز باغستان تشیع، که با باغبانیِ ماهرانه ی اهل بیت آبیاری و تربیت میشد، استحکام کافی را به دست نیاورده بود.

 

اهداف و فعالیت های امام سجاد علیه السلام در دوران امامت

اکنون به بررسی دقیقتر اهداف امام علیه السلام در دوره دوم امامت خویش، میپردازیم:

  1. بازخوانی، یادآوری و انتشار اندیشه صحیح اسلامی که در دوران بنی امیه فراموش شده بود. به دلیل اختناق شدید در آن زمان، امام علیه السلام مفاهیم و عقاید مورد نیاز را در قالب دعا و نیایش برای مردم بازگو می کردند. لازم به ذکر است که در این زمان، یادآوری کافی بود و آموزش نیازی نبود، چرا که دستگاه حکومت با آشکارا با اندیشه توحید و نبودت مخالف نبود و بر منبرها اینها تشریح میشد. برای ایجاد یک جامعه ی اسلامی، زمینه ی فکری و ذهنی از همه چیز لازمتر و مهمتر است و و با توجه به شرایط آن روز در عالم اسلام، کاری طولانی و بسیار بلندمدت بود. علاوه بر این، امام علیه السلام با رسوا کردن جاعلین حدیث همچون محمد زهری، سعی درجلوگیری از انحراف مسلمانان به وسیله احادیث جعلی باب میل حکام داشتند.
  1. آشنا نمودن مردم با حقانیت امامت که حرکتی سیاسی بر علیه نظام حاکم است. امام علیه السلام با بیان اینکه امامت جامعه اسلامی که همراه با حکومت است باید از جانب خداوند تعیین شود، سعی در اثبات حق امامت داشتند.
  2. به وجود آوردن تشکیلاتی که اولا پشتوانه فکری گشترش اندیشه درست باشند و بعد همراهان و یاوران امام علیه السلام در اجرای قوانین باشند. امام علیه السلام با بیان نکات خود برای اطرافیان و دوستانشان، آنها را از ارتباط با دشمن نهی کرده و با رساله حقوق خود، سعی در به وجود آوردن جمعی شیعی بر حول قوانین الهی نمودند. به طوریکه امام، خیلی آرام و بدون اینکه نامی از حکومت و مبارزه و نظام آینده بیاورد، در این نامه، مبانی مناسبات نظام آینده را ذکر کرده اند.

 

درگیری با نظام حاکم

البته لازم به ذکر است که هرچند امام علیه السلام روشی نرم را اتخاذ نموده بودند، اما چند بار با پاسخ هایی کوبنده به عبدالملک و یا حمایت از شاعران طرفدار اهل بیت علیهم السلام و یا برخورد تند و صریح با علماء درباری، مستقیما به دستگاه تعرض نموند. نتیجه این تعرضات، به زنجیر کشیدن یکبار حضرت علیه السلام و انتقال ایشان از مدینه به شام و در نهایت به شهادت رساندن ایشان توسط زهر و به دستور ولید بن عبدالملک، پس از ۳۴ سال مجاهدت به عنوان امام، شد.

 

نوشته فوق، برداشتی کوتاه از مقاله زندگانی امام سجاد علیه السلام، نوشته امام خامنه ای بود. این مقاله در سال ۱۳۶۱ در ماهنامه‌ی پاسدار اسلام و با عتوان «پژوهشی در زندگانی امام سجاد» منتشر شد و در اسفند ۶۱ نیز به صورت جزوه‌ای با همین عنوان، از طریق دفتر حزب جمهوری اسلامی منتشر و توزیع گردید.

مدیریت انبیاء الهی از ابتدای خلقت تاکنون

شروع مدیریت را می توان مربوط به اولین لحظه خلقت دانست. خداوند آلسمانها و زمین (جهان طبیعت) را در شش روز خلق کرد. آیاتی از قرآن کریم که در آنها واژه تدبیر استفاده شده است دلالت بر مدیریت دارند. تدبیر آسمانها و زمین(مدیریت) به معنای سامان دادن به کارها می باشد. به طور کلی اولین موجوداتی که خداوند رحمان خلق کرد فرشتگان و بعد اجنه و سپس انسان ها بودند.[۱]

مدیریت انبیاء تا قبل از اسلام

پس از خلقت، مدیریت وارد مرحله جدیدی شد. آدم (ع) برای گذراندن زندگی خود نیاز به مدیریت آن داشت. شاید بتوان گفت اولین تصمیم مهمی که انسان بر روی زمین گرفت تصمیم آدم (ع) در انتخاب جانشین و ازدواج فرزندانش بود. در این دوره از تاریخ بشری تا زمان نبوت حضرت نوح (ع)، تدبر و مدیریت بیشتر در مراحل و سطوح فردی و خانوادگی معنا داشت. پس از نبوت نوح (ع) و عزم در ساختن کشتی جامعه ابتدایی تشکیل شده و صنعت (در سطوح بسیار پایین) وارد زندگی انسانها شده بود. بنابر نیاز جامعه سطح مدیریت دچار تغییر شده بود. پس از اتمام توفان، نوح (ع) به سازماندهی نجات یافتگان پرداخت و آنها را به نواهی مختلف زمین فرستاد. در پس این مهاجرتها، تمدنها شکل گرفتند. مدیریت حضرت نوح(ع) مدیریتی متناسب با جامعه اولیه و اجتماع بدوی آن زمان و هدف آن سامان دهی به امور ابتدایی جامعه آن زمان بود. عزیز شدن یوسف (ع) در مصر آغاز تحولی در مدیریت انبیاء می باشد، به طوری که حضرت یوسف (ع) در جامعه ای بزرگتر و پیشرفته تر مدیریت را بر عهده گرفت. او برای پذیرش این مسئولیت خود را انسانی توانمند و متعهد معرفی کرد. مدیریت خشکسالیها[۲] که از سوی یوسف (ع) صورت گرفت، از عالیترین نمونه های مدیریتی می باشد. سالها بعد، برادر زادگان یوسف(ع) که گرفتار ظلم و ستم فرعون زمان بودند، با آمدن پیامبری به نام موسی (ع) شیوه های جدیدی از مدیریت انبیاء را مشاهده کردند. موسی کلیم (ع) در ۴۰ سال سرگردانی بنی اسرائیل در بیابانها[۳]، روشهایی از جمله گروه بندی و تقسیم وظایف را برای مدیریت بر قوم خود به کار برد. او به آموزش دادن و تربیت کردن آنها پرداخت و به آنها برنامه‌ریزی را آموخت. کمی بعد داوود(ع) آهنگری و اسلحه سازی را به بشر آموخت. سپس سلیمان نبی(ع)، پسر حضرت داوود(ع)، بزرگترین حکومت یکتا پرستی تاریخ را به وجود آورد.

مدیریت پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار

پس از گذشت قرون بسیار و با ظهور پیامبر خاتم(ص) و پس از هجرت ایشان، سیر مدیریتی انبیاء به بالاترین سطح ممکن رسید[۴]. هدف اسلام تشکیل حکومت و امتی جهانی و برقراری عدل و یکتا پرستی در سراسر است. اداره ی امور امت اسلامی مستلزم هدفگذاری و برنامه‌ریزیهای متعدد ، تقسیم کارها و … بود که پیامبر بزرگ اسلام (ص) به بهترین وجه ممکن آنها را عملی کردند.

مدیریت انبیاء الهی
مدیریت انبیاء الهی از آدم(ع) تا پیامبر خاتم(ص) و مهدی موعود(عج)

[۱] اولین و برترین خلقت خداوند، پیامبر بزرگوار اسلام بودند. { اول ما خلق الله نورى (پیامبر اکرم(ص)}

[۲] هفت سال فراوانی نعمت و هفت سال خشکسالی پس از آن که با مدیریت یوسف (ع) با موفقیت سپری شد.

[۳] قوم بنی اسرائیل پس از نافرمانی از امر الهی (در ماجرای تصرف شهر اورشلیم)، ۴۰ سال در بیابانها سرگردان شدند.

[۴] حضرت محمد(ص)، در بیش از دو ده رهبری مسلمانان به فرماندهی جنگها، مقابله با تحریمها و محاصره های زیادی پرداختند و یکی از قدرتمند ترین حکومت‌های تاریخ را تشکیل دادند.