سیره معصومین علیهم السلام معرفی منابع مفید

خلاصه کتاب همرزمان حسین علیه السلام

نوشته شده توسط سید محمد افقهی

کتاب «همرزمان حسین(علیه السلام)» مجموعه‌ سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۱ در هیئت انصارالحسین(علیه‌السّلام) تهران است که به تحلیل رسالت و مبارزات سیاسی ائمّه(علیهم‌السّلام) می‌پردازد.
این کتاب مشتمل بر ۱۰ سخنرانی رهبر انقلاب در ماه محرّم سال ۵۱ است. ایشان بین سالهای ۴۶ تا ۵۵ به طور متناوب در مناسبتهای مذهبی به تهران مسافرت میکردند و در جلسات مختلف به ایراد سخن میپرداخته‌اند.

اکنون به مرور خلاصه کتاب تا ابتدای گفتار ششم میپردازیم:

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

 

گفتار اول – گونه های مختلف بحث در مورد امامت

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

در مورد مساله امامت از ابعاد مختلفی میتوان بحث کرد، از جمله:

  1. ضرورت و فلسفه امامت و جایگاه آن در اصول دین
  2. چه کسی امام است؟(شرایط و اوصاف امام چیست؟ مثلا امام چگونه به علم دست یافته است و…)
  3. چه کسی امام است؟(حق در مساله جانشین پیامبر صلی الله چیست؟)
  4. نقش و مواضع امام در جامعه و انقلاب بزرگ اسلامی

 

در کتاب پیشرو، به شناخت نقش و مواضع امام پرداخته شده است. از جمله دلایل این انتخاب میتوان به اهمیت و تاثیر گذاری از جهت اولا، خلاء موجود در جامعه علمی زمان در این مورد، نیاز جامعه به این موارد، شبهات بسیار و تحریفات فراوان از زمان زندگی آن حضرات علیهم السلام تا کنون در این حوزه، پیرامون این مساله پرداخت. حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی از دو جهت به این مساله وارد شده اند. جهت اول نقش و وظیفه امامت و جایگاه آن در دین و تاثیر آن در اجتماع و ثانیا بررسی میزان موفقیت ایشان به وظیفه خود میباشد. شناختن سیره ائمه اطهار از این جهت که هر پیروی نیاز دارد تا به امام خود اقتدا کرده و دنباله روی کند، برای هر شیعه بسیار با اهمیت است. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند اَلا و اِنّ لکل مأمومٍ اماما یقتدی به. شیعه بودن بدون پیروی، و پیروی بدون شناخت معنا ندارد(تعریف شیعه در جلوتر خواهد آمد).

 

گفتار دوم- اهمیت شناخت چهره و سیره حقیقی ائمه علیهم السلام

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

یکی از ضعف های عمیق جامعه، عدم شناخت کافی از زندگی، وظیفه و فکر ائمه اطهار علیهم السلام است. دو فایده غلبه بر این ضعف(عدم شناخت شیوه زندگی ائمه اطهار علیهم السلام) را میتوان شناخت روش زندگی و الگو برداری از ایشان و همچنین برانگیخته شدن و ایجاد اعتماد بنفس مذهبی(که ملت ها برای انجام امور بزرگ به پیشوا و قهرمانان بسیار نیازمندند) ی ذکر کرد. در طول تاریخ، دشمن با تحریف داستان و سیر زندگی ائمه اطهار علیهم السلام و همینطور با تلاش برای محو نام ائمه علیهم السلام به مبارزه با این دو مهم پرداخته اند(مصادیق در کتاب موجود است). البته که روش تحریف بسیار خطرناک تر بوده و بسیار بیشتر آسیب زده است.

سوال – در برخی منقولات، مواردی نقل شده که نشان از سازشکار بودن برخی ائمه اطهار علیهم السلام، در مقابل حکام فاسق زمان دارد، از سوی دیگر، امام حسین علیه السلام با حاکم فاسق سازش نکردند. آیا این تناقض نیست؟

برای پاسخ باید ابتدا توجه نمود که سوال را باید در دو مرحله پاسخ گفت. اول پاسخ ناظر به ادعای صورت گرفته در سوال، باید پاسخ گفت که احتمال سازشکار بودن ائمه ائمه اطهار علیهم السلام با حکام زمان خود، به طور کلی رد شده است. منقولات مذکور، از جمله تحارفی هستند که پیشتر ذکر شد. از نظر عقلی هم صحیح نیست که شخصی سازشکار با (و گاه طرفدار) حکومت باشد و توسط همان حکومت به زندان رود، شکنجه شود، به شهادت رسد یا… البته باید اضافه نمود که مساله ای به نام تقیه وجود دارد. در قسمت دوم سوال باید متذکر شد که ائمه اطهار علیهم السلام، با توجه به شرایط زمان، روشهای مختلف مبارزه را در پیش گرفته بودند(که مساله ای عقلی است) و مبارزه و دشمن یکیست.

 

گفتار سوم- فلسفه و هدف امامت

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

آنچه بسیار پررنگ است، کمکاری در شناخت امامان معصوم علیهم السلام است و باور این ضعف در شناخت، اولین گام برای فهم سیره اهل بیت علیهم السلام است. ما برای مطالعه سیره، ایشان را یک نفر واحد فرض مکنیم که از سال ۱۰ هجری تا ۲۶۰ هجری زندگی کرده اند. این انسان، در زندگی خود فراز و نشیب داشته است با توجه به الزامات زمان.

دو هدف مهم امامت ظاهری عبارت اند از تدوین و تبیین مکتب و همینطور ادامه دادن راه نبوت و حصول اهداف نبوت(ایجاد انقلاب در جامعه منحرف و ساخت جامعه ای نو)، از اینرو میتوان دو وظیفه را در تبیین دین و تطبیق آن با نیازهای جامعه در طول زمان خلاصه کرد. از بعد دیگر، امام علاوه بر مرجعیت دینی و تبیین دین، به رهبری اجتماع و هدایت آن به سمت دین خدا را عهده دار است. از اینرو حکومت هم حق و هم تکلیف امامان است.

وظیفه شیعیان شناخت وظایف، اهداف و سیره امامان و حرکت کردن در مسیر آنها است.

 

گفتار چهارم- انسان ۲۵۰ساله مبارز

گسترش و اجرای احکام الهی در حیطه وسع، وظیفه هر مسلمانی است. حضرت علی علیه السلام چهل شب پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله همراه با حضرت فاطمه سلام الله علیها بر خانه ها وارد شده تا بتواند وظیفه ای که پیامبر صلی الله علیه و آله برایشان معیین کرده است را به انجام برسانند و جامعه اسلامی را به سوی رشد و کمال بکشد.

به شهادت رسیدن همه ائمه علیهم السلام، دلیلی اجمالی بر مبارز بودن ایشان است. منصور عباسی از امام حسین علیه السلام به عنوان استخوان در گلوی حکومت یاد میکند.

واژه جهاد به تعداد زیاد در قرآن به کار رفته است و این استعمال نسبت به فقه و حقوق گسترده تر است. دو انحراف در مورد واژه جهاد وجود دارد. اول انحراف، منحصر کردن جهاد به جهاد فقهی است. انحراف بعدی معطوف کردن جهاد به هر تلاشی(تلاش معاش، علم و…) است که اگر اینطور بود، نیاز نبود که دین اسلام واژه ای به نام جهاد وضع کند. این که واژه ای وضع شده و جزء واجبات آمده است، خود نشان دهنده تفاوت آن با نماز و روزه و امر به معروف و… است. آنچه به نظر نویسنده صحیح است، جهاد عبارتست از درگیری با دشمن، یعنی جهاد همان تلاش و کوشش است در راه پیشبرد هدف و در درگیری با دشمن. مبارزه با قدرتی مضّر و یا با مخالفینی که سد راه هستند، جهاد است. مبارزه با طرز فکر غلط یک جامعه جهاد است. خرج کردن در راه مبارزه جهاد است، در راه ساخت بیمارستان معمولا فقط انفاق است و جهاد نیست. پس در نهایت باید گفت جهاد یعنی درگیری و مبارزه با قدرتهای ارتجاعی ضد تعالی و تکامل انسان در قالب های مختلف(البته انواع مختلف جهاد، ارزش متفاوتی دارند).

 

گفتار پنجم- دوران های چهارگانه امامت

پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، حیات انسان ۲۵۰ ساله را میتوان به چهار دوره صبر، تشکیل حکومت اسلامی، ایجاد تشکیلات پنهانی و مبارزه تشکیلاتی و نمایاندن اسلام حقیقی تقسیم نمود.

دوران صبر: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و رخداد ماجرای سقیفه(که از نظر امام علی علیه السلام نشات گرفته از انحصار طلبی دنیایی و خودخواهی بوده است.) امیرالمومنین علیه السلام در مقابل دو مساله قرار گرفتند. اول، غضب حق خلافت که ظلم به امام، جامعه و بشریت است. اکنون امام علیه السلام بر دوراهی تحمل موقتی ستم و سربلند کردن و حق خواهی است. به دلیل جلوگیری از جنگ داخلی و استفاده فرصت طلبان منافق، امام علیه السلام سکوت در برابر این اتفاق را انتخاب میکنند. البته باید توجه کرد که امیرالمونین علیه السلام حتی یک روز هم خانه نشین نشدند، ایشان در همه تصمیمهای مهم حاضر بوده و در شورای نظامی رایی قاطع داشتند. ایشان علی رغم خواست دشمنان ئر صحنه اجتماع کاملا حاضر بودند. در این دوره، امام مبارزه ای به معنای درگیری و جهادی به معنای آنچه گفته شد نداشتند(البته که در بیان فضائل و برتری خود کوتاهی نمیکردند). پس از این دوران و خلافت عثمان لعنه الله علیه، مردم مشتاقانه و مصرانه از امیرالمومنین علیه السلام خواستند تا حکومت را به دست بگیرند. امام در مورد این دوران میفرمایند که اگر پیشتر برای به دست گرفتن قدرت تلاش نکردم، به دلیل ترس از افتادن اختلاف در میان مسلمانان و نبودن نیروی مطیع بود، اما آنروز، خواست مردم مشخص بود.

دوران تشکیل حکومت اسلامی: در ابتدا باید توجه نمود که حکومت امیرالمومین علیه السلام، حکومت انقلابی است. حکومتی است که جامعه پیش از خود را از بنیان تغییر میدهد. از اینرو، اشراف، قدرتمندان ناصالح و مقدس مآب های سوء استفاده گر با ایشان به مخالفت بر خواستند. پس از شهادت امیرالمومین علیه السلام، امام حسن مجتبی علیه السلام شش ماه حکومت را در دست داشتند. در این شش ماه، ایشان با درک نبود یار و یاور در میان مسلمین در تنگا قرار گرفتند.

دوران ایجاد تشکیلات پنهانی: امام حسن علیه السلام با رسیدن به این نقطه خاص، صحنه مبارزه را از محسوس به نامحسوس تغییر دادند(و این از توصیه های حضرت علی علیه السلام به یاران نزدیکشان بود). در هنگامی که شرک جلی به خفی تبدیل گشت، ایشان به اصحاب خود فرمودند به خانه بروید، ابتدا خود سازی و سپس به جمع سازی مشغول شوید. از سال چهل و یکم هجری این دوره آغاز شد و در کوفه و مدینه تشکیلات تشیع(به معنای خواصی که امام خود را شناخته و سخن او را فهمیده و عمل میکنند.) به وجود آمد(البته لازم به توجه است که این مهم در تاریخ به دلایل اول کتمان آن توسط مورخان درباری و دوم به دلیل آرام و مخفیانه بودن به صراحت ذکر نشده است). این دوره منجر به قیام های متعدد اصحاب بر علیه معاویه است و با قیام کربلا به اتمام میرسد. اول قهرمان این قیامها امام حسن علیه السلام هستند.

دوران مبارزه تشکیلاتی و گسترش اسلام حقیقی: این دوره دشوارترین و طولانی ترین دوره است. پس از قیام های پیشین و واقعه کربلا تصور بنی امیه لعنه الله علیهم بر این بود که جریان حق به کلی نابود شده است. اما از یک سوی بازماندگان کربلا یعنی امام علی بن الحسین علیه السلام حضرت زینب سلام الله و دیگر بزرگواران(از جمله حضرت م کلثوم سلام الله عیلها، حضرت سکینه سلام الله علیها، حضرت فاطمه بنت الحسین سلام الله عیلها و…) در شام و دیگر بلاد به روشنگری پرداختند.

یزید لعنه الله علیه و دیگر خلفا لعنه الله علیهم از روشهای مختلفی سعی در نابود کردن جریان حق و حق طلبی داشته اند. از راهایی همچون ارعاب(آنچنان که یزید لعنه الله علیه در واقعه کربلا و بعد در واقعه حرّه/جنایات مدینه/ کرد.)، تحمیق مردم، تجهیل، استحمار و به طور کلی سرگردم کردن مردم با پندارهای دروغین.

ائمه الهدی علیهم السلام در این دوره اولا به رهبری مبارزه با حکام فاسق و ثانیا به تبیین و توسیع معارف حقیقی دین می پرداختند.

درباره نویسنده

سید محمد افقهی

در حال تحصیل در رشته معارف اسلامی و مدیریت مالی در دانشگاه امام صادق(ع) و دانش‌آموخته‌ی مدرسه شهید هاشمی نژاد1 مشهد می باشد. در سال‌های گذشته مطالعات گسترده‌ای در حوزه کارآفرینی و مدیریت سازمان‌های نوپا به انجام رسانده و در این حوزه‌ها چند مقاله و دو کتاب (در حال ویرایش و چاپ) نوشته است.

نظری دهید

5 × دو =