دل نوشته

به بهانه روز ملی استعدادهای درخشان، «نامه خداحافظی دکتر اژه ای از سمپاد»

نوشته شده توسط سید محمد افقهی

جواد اژه‌ای مشاور رهبری و رئیس هیئت امنای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان از بدو تأسیس تا سال ۱۳۸۷ می‌باشد.

جواد اژه‌ای، فرزند علی‌محمد در ۵ فروردین ۱۳۲۷ در اصفهان به دنیا آمد. او به جز تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ روانشناسی تا دکترا و در کشور اتریش (دانشگاه دولتی وین) انجام داده و داماد و پسرخاله آیت‌الله سید محمد بهشتی است. او دارای مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی از دانشگاه اصفهان (در سال ۱۳۵۰) و دکترای روانشناسی تجربی از دانشگاه دولتی وین (در سالهای پایانی دهه ۵۰) است. او مدتی ریاست سازمان بهزیستی را بر عهده داشت و بعد از آن، در سمت معاونت فرهنگی-اجتماعی نخست وزیر وقت یعنی میرحسین موسوی مشغول به کار شد که در همین فاصله یعنی در سال ۱۳۶۶ طرح تشکیل سازمان استعدادهای درخشان را به دولت ارائه داد.

وی در دی ۱۳۸۷ از سمت خود برکنار شد. در جریان آزمون مشکوک سال ۱۳۸۷ که سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان پس از اعلام نتایج، دو سؤال غلط گزارش شده را حذف کرد و این باعث شد تا بعضی از قبول شدگان، رد شوند که باعث اعتراضات زیادی شد. در نهایت ر.گ، طراح آزمون استعفا می‌دهد و هجمه عجیبی در سایت‌ها و رسانه‌ها علیه مسئولین سازمان و بخصوص جواد اژه‌ای شد. همین فضای رسانه ای، باعث استعفای اجباری جواد اژه‌ای شد. این سناریو در جهت تضعیف مراکز استعدادهای درخشان چیده شده بود. مراکزی که با تلاش و مجاهدت مدیرانی متخصص و معلمینی متعهد و دانش آموزانی سخت کوش و با استعداد، تبدیل به گل سر سبد نظام آموزشی ما شده بود.

هرچند حقیر نیز وجود برخی انتقادات به جا در این مدارس را تا حدودی قبول دارم(همچون کم پرداختن به دروس و علوم انسانی در این مدارس که ان شاءالله بعدا و در نوشته ای دیگر به آن اشاره خواهم کرد)، اما به عنوان یک دانش آموخته در مدارس سمپاد(مدرسه هاشمی نژاد۱ مشهد)، مدارس ملی استعدادهای درخشان را، از جمله اندک نهال های پرثمر نظام آموزشی کشور یافته(هرچند، حدود یک دهه است که این نهال پرثمر با سوء مدیریتِ مدیرانی ناآشنا به فضای تیزهوشان، در حال خشک شدن است) و بر خود میدانم تا از زحمات حجت السلام و المسلمین، دکتر جواد اژه ای به این وسیله تشکر کنم.

در حال حاضر اژه‌ای نمایندهٔ ولی فقیه در امور دانشجویان ایرانی اروپا و آمریکا است. نامه زیر نوشته جواد اژه ای در سال ۱۳۸۷ و در زمان استعفای اوست.


هو المحبوب

وقتی آمدم، موی سپیدی بر چهره‌ام نبود و اکنون پس از گذشت بیش از بیست و یک سال، با قامتی راست و امیدوار، محیط کارم را ترک می‌کنم؛ با فرزندی رشید به نام سمپاد برای ایران اسلامی: مقاوم و سازش‌ناپذیر. در این مدت، دو تن بیش از همه مرا ممنون خود ساختند: رهبر معظم انقلاب که با دفاع از سمپاد در شورایعالی انقلاب فرهنگی، به این نهال امکان غرس دادند و همواره نگران کاستی‌های آن بودند؛ و نخست وزیر وقت، جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که مرا به این مسیر کشاند. در این مدت سعی کردم مدیرانی داشته باشم که به فرموده امام راحل (ره) بر ریاست ریاست کنند، نه دریوزگی مدیریت، و در این که تا چه حد موفق بودم، هیچ گاه تردیدی نداشته‌ام. هر چند، هر کسی در گزینش خود دچار خطا می‌شود و من تا آخرین لحظه در هدایت مدیرانم به سوی استقلال و تعهد به انقلاب و اسلام ــ به جای تعهد به خطوط سریع السیر و قلیل البقا ــ کوشیدم. بچه‌های این سرزمین را در هر کجای ایران عزیز، همانند هر ایرانی مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و این دوست داشتن را لازمه ذهن هر معلمی می‌دانم که بخواهد راه انبیا، و نه دریوزگی اغنیا، را طی کند. سمپاد را برای آن‌ها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آن‌هاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبروی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم.
خدا را شاکرم که با حداقل سرمایه مادی و بیشترین سرمایه معنوی، مراکزی را تأسیس کردم که اولیای قبول نشدگان با درایت آن، اقرار به وجود رقابت سالم می‌کردند و فقط معدود راه‌نیافتگانی بودند که بهه لجن‌پراکنی و فحاشی می‌پرداختند. برای من اما، نه تعریف پذیرفته‌شدگان و نه توهین معدود راه‌نیافتگان، تفاوت بنیادینی نداشت. به هیچ ناحقی حق ندادم و از اصلاح هیچ اشتباهی ــ حتی اگر مقدمه لجن‌پراکنی برایم می‌شد ــ روی‌گردان نشدم.
در کنکور امسال، با وجود اعلام نتایج بر روی سایت، وقتی به من اعلام شد که دو سئوال، پاسخ‌های نزدیک به هم داشته‌اند و کلید چهار سئوال نیز جابه جا شده است، بدون لحظه‌ای تردید تصمیم گرفتمم آن دو سئوال را حذف و کلید چهار سئوال را اصلاح و مجدداً اسامی پذیرفته شدگان را به همراه اسامی کسانی که حقشان ضایع شده بود، بر روی سایت بگذارم. می‌دانستم که با یک «سونامی ردشدگان» روبرو خواهم شد و تازه بعد از این اعلام بود که اعتراض‌ها صورت گرفت و انعکاس آن موجب درخواست غیر قانونی لغو کنکور، هم از سوی دوستان ساده لوح و هم از سوی ستیزه‌گران شادمان، شد. در ادامه، ادعای یافتن ۱۶ غلط جدید و تشخیص آن در طی چند ساعت و عدم قدرت به اثبات رساندن حتی یکی از این غلط‌ها مطرح شد و حتی در ۲۰ اردیبهشت ماه، کلیه اشکالات با صدا و سیما مطرح و ضبط تلویزیونی شد، ولی با وجود پوشش رسانه‌ای هیاهوی ردشدگان، حتی یک ثانیه از آن پخش نگردید؛ واقعاً چه عدالتی! در اینجا باید از وزیر محترم آموزش و پرورش به جهت حمایت از برگزاری مرحله دوم آزمون ورودی سمپاد در اردیبهشت ۱۳۸۷ قدردانی نمایم که این موافقت در پی گزارش مستند سمپاد حاصل شد.
از مرداد ماه ۸۷ به بعد، با هر مدیری که جلسه داشتم، خداحافظی می کردم و حتی برای نیمسال اول تحصیلی، ساعت موظف تدریسم را در دانشگاه پر کردم. انبوهی از کارهای جنبی، نظیر آرشیوو فصلنامه روانشناسی و زونکن‌های مربوط به سایر فعالیت‌هایم را به خارج از سازمان انتقال دادم تا در روز موعود (!) سبکبار خداحافظی کنم، هر چند خود این امر نیز خالی از عواقب نبود. متأسفانه کار انتخاب جایگزین کمی به طول انجامید، تا این که در بعد ازظهر ۱۶ دی ماه، طی یک نمابر ساده، نام جانشینی که حدود یک ماه قبل از آن مطلع شده بودم، برایم ارسال شد. همان شب به راننده گفتم ماشین را بخواباند و خود با وسیله شخصی یکی از همکاران، سمپاد را ترک کردم.
اکنون احساس می‌کنم باری را از دوشم برداشته‌اند و از هرگونه قصور و تقصیری که در این مدت داشته‌ام، از پروردگارم و عزیزان سمپادی پوزش می‌طلبم. آنچه تأسیس شده، به خاطر ایران اسلامی بودهه است. سمپاد در آن زمان، زیر بمباران و موشک باران ایجاد شد و نامه درخواستش در روزهای سخت جنگ به ریاست جمهوری ارسال شد. آن روز، یکی از اساتید آموزش و پرورش دلیل مخالفتش با تأسیس را این موضوع اعلام کرد که پذیرش دانش‌آموز با معدل ۱۹ و تحویل دادن دانش‌آموز با معدل ۱۹ هنر نیست. رهبر انقلاب در پاسخ فرمودند، این گفته وقتی صحیح است که فرض کنیم در شرایط فعلی دانش‌آموزان با معدل ۱۹ وارد مدارس می‌شوند و با معدل ۱۹ از همان مدارس خارج می‌شوند، در حالی که عملاً این طور نیست.
از میان شش وزیر روی کار آمده در این مدت، تنها یک وزیر برایم کم‌آزار بود و من چه شب‌ها که تا صبح نگران این کودک نوپا، بی‌خوابی را تجربه نکردم. فکر نمی‌کردم این نهال در کنار سایر نهال‌های آموزشیی نظام مقدس ما این چنین سریع به بار بنشیند؛ آن هم با وجود آن همه هیاهوی فرار مغزها و اطلاعاتی که هیچ وقت تبیین و تفسیر نشد و فقط چماقی بر سر سمپاد ماند که معلوم نبود در دست چه کسی است.
فرزندان سمپادی‌ام! اطمینان داشته باشید هیچ کجا مانند وطن یک فرد نیست و هیچ افتخاری بالاتر از تلاش برای تعالی و رشد و شکوفایی سرزمین مادری نیست، و این تنها در سایه باور توحیدیی امکان‌پذیر خواهد بود. اگر شما بر این باور باشید، کاری کارستان خواهید کرد و عظمت و مجد گذشته سرزمینتان را تکرار خواهید نمود.
همکاران سمپادی‌ام! می‌دانم از میان شما، آنان که به راه سمپاد معتقد بودید، از نظر مادی هیچ بهره‌ای نگرفتید و بیش از آن چه موظفتان بود، کار کردید. در هر شهری با کوشش شما مدارس سمپاد جانن گرفت و آن که کمتر از همه نقش داشت من بودم و آن که بیش از همه ناسزا شنید، شما بودید. هر کجا هستید، به خدمت خود ادامه دهید و بدانید که خدا تنها داوری است که می‌توان به او تکیه کرد و امید داشت.
من خوشحالم که هیچ یک از سفارش‌شدگان معدود نمایندگان مجلس و معدود کارگزاران نظام ــ که عادت به ثبت سفارش داشتند ــ به سمپاد راه نیافتند، که اگر این چنین بود، در طول این سال‌ها باا سمپادی‌های عاشق و در عین حال مطالبه‌گر روبه رو نبودم.
امیدوارم ایران عزیز از زعفران وجود شما پربهره باشد و روزهای شکوفایی علمی ایران اسلامی، مسیر رهروان بعدی را روشن‌تر و شاداب‌تر سازد. در پایان، عذرخواهی می‌کنم از این که از آنچه در ذهنمم برای سرمایه‌های سرزمینم بود، بخش ناچیزی را تحقق بخشیدم و همواره کلام رهبرم در پیش رویم بود که:
«عدالت» به معنای این نیست که ما با همه استعدادها با یک شیوه برخورد کنیم؛ نه، استعدادها بالاخره مختلف است. نباید بگذاریم استعدادی ضایع شود و برای پرورش استعدادها باید تدبیر بیاندیشیم؛؛ در این تردیدی نیست. اما ملاک باید استعدادها باشد و لاغیر؛ عدالت این است. و با تفألی از لسان‌الغیب:
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگهدار که من می‌روم الله معک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

جواد اژه‌ای
۸۷/۱۰/۲۲

درباره نویسنده

سید محمد افقهی

در حال تحصیل در رشته معارف اسلامی و مدیریت مالی در دانشگاه امام صادق(ع) و دانش‌آموخته‌ی مدرسه شهید هاشمی نژاد1 مشهد می باشد. در سال‌های گذشته مطالعات گسترده‌ای در حوزه کارآفرینی و مدیریت سازمان‌های نوپا به انجام رسانده و در این حوزه‌ها چند مقاله و دو کتاب (در حال ویرایش و چاپ) نوشته است.

نظری دهید

10 − 8 =