اشارات

دولت های سنتی و ویژگی های آنها

نوشته شده توسط سید محمد افقهی

در هر دورهای اندیشمندان سرچشمه پیدایش دولت را در یک چیز دانسته اند. زمانی نظریه الهی دولت مورد قبول اکثر اندیشمندان و مردم بود. این نظریه ها دولت را به نظریه الهی نسبت می دادند. دورهای نیز سر چشمه دولت بیشتر به قرارداد اجتماعی منسوب می شد. این نظریه ها دولت را نتیجه عمل ارادی و تعمدی انسان می دانستند. در این نظریه ها برای رضایت و توافق انسانها در ایجاد یک سامان سیاسی با نوع خاصی از زمام داری جایگاه مهمی در نظر گرفته شده بود. این نظریه در برابر نظریه الهی دولت و نظریه دیگری قرار میگیرد که به نظریه منشأ طبیعی دولت معروف است. در نظریهای که سرچشمه دولت را طبیعی میداند گفته میشود که انسان برحسب غریزه موجودی اجتماعی به شمار میآید. دولتهای سنتی یا امپراتوریهای سنتی توسط مرزهای مشخص تعیین نمیشدند، بلکه توسط سرحدات مبهم معین میشدند. آنها ممکن است مجموعهای از مقررات را بر قلمروی خاص اعمال میکردند، اما بهطور کلی آنها ظرفیت و توانایی اجرایی یا نظامی حکمرانی را نداشتند. به عبارت دیگر آنها نم یتوانستند کنترل و نظارت روزمره را بر جمعیت های تحت فرمان خود اعمال کنند. البته هر چند استخراج منابع خیلی مهم بود، اما این استخراج برپایه نظام خراجگیری یا استثمار بوده است نه برپایه رژیم قانونی منظم مالیات ستانی.

مهمترین شاخصهای دولتهای سنتی عبارتند از:

  1. انحصار و استفاده نامشروع از ابزارهای خشونت،
  2. فقدان حاکمیت قانونی،
  3. فقدان قانون اساسی،
  4.  استفاده از قدرت و نفوذ شخصی،
  5.  فقدان ملت سازی،
  6.  فقدان بروکراسی منظم،
  7. فقدان مشروعیت و اقتدار قانونی، فقدان شهروندی،
  8. خراجگیری دولت.
  9. قدرت پراکنده و نامتمرکز،

دولت بزرگترین نهاد، سازمان، بازیگر و مهمترین رکن نظام سیاسی یک جامعه محسوب میشود. مطالعه و بررسی علمی دولت از چنان اهمیتی برخوردار است که در جامعه احساس می امروزی نیاز به تدوین رشتهای با عنوان مطالعات دولت شود. با وجود این تداوم جامعه بدون تصور دولت امری غیرممکن است. پیش از شکلگیری دولتهای مدرن، سازمان سیاسی جوامع شکلهای دیگری داشت که با اندکی مسامحه میتوان آنها را دولتهای سنتی نام گذاشت. دولتهای سنتی شکلهای گوناگونی مانند دولتشهرها، نظامهای فئودالی، امپراتوریهای پاتریمونیال، امپراتوریهای کوچرو و امپراتوریهای بروکراتیک و متمرکز داشتند.

دولتهای سنتی ظرفیت اعمال زور و اجبار بیشتری داشتند و تعداد کمی از آنها دارای یک قلمرو سرزمینی مشخص و معین بودهاند. دولتهای سنتی یا امپراتوری های سنتی نه بهواسطه مرزهای مشخص، بلکه توسط سرحدات مبهم معین می شده اند. آنها ممکن است مجموعهای از مقررات را بر قلمروی خاصی اعمال می کردند، اما به طور کلی آنها ظرفیت و توانایی اجرایی یا نظامی حکمرانی را نداشتند. به عبارت دیگر، آنها نمی توانستند کنترل و نظارت روزمره را بر جمعیتهای تحت فرمانشان اعمال کنند. از نظر آنها استخراج منابع خیلی مهم بود، اما این استخراج برپایه نظام استثمار بوده است نه برپایه رژیم قانونی منظم مالیات ستانی.

عواملی که زمینههای فروپاشی دولتهای سنتی ازجمله دولتهای مطلقه را فراهم کردند عبارتند از: منازعه بین سلطان و رعیت بر سر حوزه اقتدار مشروع، شورشهای دهقانان در برابر افزایش مالیات و تعهدات اجتماعی، گسترش تجارت، بازرگانی و روابط بازار، تجلی و درخشش فرهنگ رنسانس همراه با منافع و علایق جدید آن در اندیشه های سیاسی کالسیک همچون دمکراسی آتنی و قانون روم، تحولات در عرصه تکنولوژی به ویژه در تکنولوژی نظامی، همبستگی و اتحاد حاکمان ملی، نزاع مذهبی و چالش در زمینه ادعاهای کلی کاتولیسیسم، نزاع و کشمکش بین کلیسا و دولت.

برداشت شده از گزارش : (آشنایی با شاخصهای دولت سنتی – حسن صالحنژاد)

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

نظری دهید

11 + شش =