اندر باب یک حلقه گم شده، باز تنظیم دستگاه محاسبتی با احتساب برکت

برکت

کسب منافع حداکثری از تصمیمات اخذ شده، همواره از مهم‌ترین اهداف مطالعاتی و اجرایی مدیریت بوده است. در حالی که اکثر تحقیقات صورت گرفته در این زمینه با اجتناب از ماوراء ماده مسائل مدیریت را صرفا در سطح محسوسات مادی بررسی نموده و منحصر کرده‌اند، تعالیم اسلامی و تجربیات عملی از وجود عوامل موثر دیگری بر نتیجه امور خبر می‌دهد. عواملی که با بسنده نمودن به محاسبات مادی قابل درک نیست.

در جهان علیّت، آن‌چه در میان الهیون و ماده‌باوران بر آن اتفاق است آن است که جهان پیرامون ما، جهانِ وسایل و اسباب است. به این معنی که به جهت دست‌یابی به هر هدفی نیاز است تا از اسباب و وسایل مناسب استفاده شود. اندیشه اسلامی(بر خلاف ماده‌باوران که اسباب را منحصر در دنیای مادی می‌بینند) بیان می‌کند که نه تنها اسباب به اسباب محسوس دنیایی منحصر نشده، بلکه هیچ سببی جز به علم و اراده‌ی خداوند متعال تاثیری نداشته و خداوند خالق آن‌ها ست. علاوه بر این، مطابق آنچه در احادیث(کافی، جلد۱، ص۱۸۳) آمده است، خداوند ابا دارد که اشیاء جز از طریق آن جریان یابد و پس برای هر مسببی سبب و برای آن عملی قرار گرفته است. یکی از مواردی که دستگاه محاسباتی ماده‌باور نسبت به آن بی‌توجه و در درک آن ناتوان بوده است، مفهوم «برکت» است.

مفهوم برکت را می‌توان یکی از پربسامدترین مفاهیم به‌کار رفته در فرهنگ و رفتارهای جوامع مذهبی دانست. به عنوان مثال، جملات «مبارک باشه»، «خدا بده برکت»، «تبریک عرض میکنم» و… از استعمالات پرتکرار ریشه بَرَکَ در فرهنگ و زبان مذهبین عالم است. برکت در لغت به معنای نمو و زیاد شدن[۱] و پدیدار شدن خیر در امور[۲] است. در اصطلاح دینی هر زمان ثبوت در فزونی نعمت‌ها(چه مادی و چه غیر از آن) در مسیر خیر و حرکت به سمت کمال باشد، واژه برکت به کار می‌آید. در تعالیم اسلامی از قرآن(سوره انبیاء،۵۰ و آیات دیگر قرآن)، برخی مکان‌ها مانند کعبه(آل‌عمران، ۹۶)، برخی زمان‌ها به مانند شب قدر(دخان، ۳)، برخی حالات به مانند رضایت بر روزی(بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۸۵)، برخی نام‌ها به مانند محمد(کنزالعمّال، ح ۴۵۲۲۱)، برخی اعمال به مانند امر به معروف و نهی از منکر (تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۱۸۱) و انفاق (بقره، ۲۴۵) و امور دیگری که با نام و نیت خدا و مرتبط با او باشد(المیزان فی التفسیر القرآن، ج۱، ص۱۵) و… به عنوان مبارک، افزاینده و برکت‌بخش یاد شده است.

با توجه به آن‌چه مرور شد، برکت و توجه به اسباب شامل(!) آن اثرگذاری زیادی بر نتیجه امور و تصمیمات مختلف دارد. حال آن‌که امروزه عده‌ی بسیاری از ما در محاسبه‌ی نتایج تصمیمات خود در سطوح مختلف فردی، خانوادگی، سازمانی و اجتماعی  از این عوامل موثر غافلیم(هرچند چندان عجیب نیست انسانی که از بدو تولد با عالم ماده و محسوسات مادی عجین بوده و دقت چندانی در درک ورای عالم و قوانین سخت‌شهود نداشته است و همینطور در محیط آموزشی نه چندان اسلامی رشد نموده است، وزن مناسبی به اینگونه عوامل ندهد). لذا امروز نیاز است هر فرد به عنوان یک مدیر تصمیم‌گیر(در سطوح مختلف) تا نگاه به مسائل از دید فرامادی و ملکوتی و در نظر گرفتن سنن الهی، محاسبات دقیق‌تری از نتایج تصمیمات خود انجام داده و خود را از برکات الهی محروم نسازیم.

[۱] کتاب العین، ج۵، ص۳۶۸

[۲] المیزان ج۷، ص۲۸۱

 

_______________________

منتشر شده در نشریه ایستگاه مدیریت و پایگاه جامع مدیریت اسلامی.

بررسی برخی ابعاد زندگی و آثار آیت الله عظمی سید عبدالاعلی موسوی افقهی سبزواری

حضرت آیت‌الله سید عبدالأعلی موسوی سبزواری در هجدهم ذی‌الحجه سال ۱۳۲۸ قمری برابر با سال ۱۲۸۹ شمسی در شهر سبزوار دیده به جهان گشود.

وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی پدر بزرگوارش سید علیرضا موسوی سبزواری که از بزرگان سبزوار و زاهد معروف عصر خود بود، سپری نمود و مقدمات علم آموزی را از محضر پدر و عمویش آیت‌‌الله سید عبدالله برهان( از علماء و خطبای سبزوار و صاحب تألیفات متعدد) فرا گرفت و تا سن شش سالگی در زادگاه خود اقامت داشت.

ایشان در سال ۱۳۳۵ قمری به مشهد مقدس رفت و در آنجا دروس ادبیات، فقه و اصول، فلسفه و حکمت و معارف الهی را از محضر علمای برجسته مشهد مانند مرحوم میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری، شیخ محمد حسن برسی، آقا بزرگ حکیم، آیت‌الله سید محمد عصار، آیت‌الله شیخ اکبر نهاوندی و آیت‌الله شیخ حسنعلی اصفهانی تلمذ نمود.

آیت‌الله سبزواری پس از حدود ۱۰ سال اقامت در مشهد، در سال ۱۳۴۵ قمری برای تکمیل آموزه‌های فقهی و اصولی خود عازم نجف اشرف شد و در دروس فقه و اصول آیات اعظام شیخ ابوالحسن مشکینی، میرزای نائینی، ضیاءالدین عراقی، شیخ محمد حسین اصفهانی و حاج سید ابوالحسن اصفهانی شرکت کرد و در ۲۲ سالگی به مراتب والای علمی و درجه اجتهاد دست یافت.

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

وی در فلسفه و عرفان از جلسات درسی آیات سید حسین بادکوبه‌ای و سید علی قاضی کسب فیض نمود و تفسیر قرآن و مناظره و کلام را با حضور در جلسات تفسیری علامه شیخ محمد جواد بلاغی فرا گرفت و پس از سال‌ها تلاش علمی، موفق به دریافت اجازات روایی و اجتهادی از بزرگانی چون علامه مامقانی، شیخ عباس قمی و دیگر استادان خود گردید.

 

آثار علمی و شاگردان

ایشان در سال تحصیل خود، تدریس در حوزه را نیز آغاز کرده بود، در حالی که ۳۶ سال داشت، در سال ۱۳۶۵ قمری به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و در طول نیم قرن تدریس، دانشوران برجسته‌ای تربیت نمود. ایشان در روزهای درسی، دو درس فقه و یک درس اصول داشت و در روزهای پنج‌شنبه و جمعه به تدریس فلسفه، عرفان و تفسیر مشغول بود.

از شاگردان این فقیه عالیقدر می‌توان به آیات و حجج الاسلام شیخ محمد علی توحیدی، سید عبدالکریم کشمیری، شیخ محمد صادق سعیدی کاشمری، محقق کابلی، شیخ محمد آصف محسنی، شیخ حسین راستی کاشانی، سید عبدالصاحب حکیم، سید محمد کلانتر، شیخ محمد رضا جعفری، سید محمد فیروزآبادی، شیخ غلامرضا عرفانیان، سید عبدالعزیز طباطبایی، سید محمد جواد فضل‌الله، سید جمال‌الدین استرآبادی، سید محمد مهدی بجنوردی، شیخ علاءالدین غریفی، شیخ محمد تقی جعفری، سید مرتضی نجومی کرمانشاهی و سید محمد رضا مدرسی اشاره کرد.

آیت‌الله العظمی سبزواری در علوم مختلف فقهی، اصولی، فلسفی، کلامی، تفسیری و ادبی صاحب نظر بود و از پرچم‌داران ابتکار علمی در نجف اشرف به شمار می‌رفت.

وی پس از ارتحال حضرت آیت‌الله سید محسن حکیم به عنوان مرجع جمع کثیری از ایرانیان و اهل عراق قرار گرفت و در کنار فقیه برجسته عصر حضرت آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی، عهده‌دار ریاست حوزه علمیه نجف اشرف شد و دامنه مرجعیتش گسترش یافت.

آیت‌الله العظمی سبزواری به روحیه تحقیق و تتبع معروف بود و درمدت حیات با برکت خود توانست آثار و تألیفات ارزشمندی در رشته‌های مختلف علمی از خود باقی بگذارد که مهمترین آنها عبارتند از: مواهب‌الرحمن فی تفسیر القرآن( در ۳۰ مجلد)، مهذب‌الاحکام فی بیان الحلال و الحرام( مشتمل بر یک دوره کامل فقه استدلالی (در ۳۰ مجلد‌)، تهذیب الاصول، لباب المعارف، افاضه‌الباری فی نقد ماالفه الحکیم السبزواری، رفض‌الفضول عن علم الاصول، تعلیقه برمنهاج‌الصالحین، التقیه، مناسک الحج، رساله توضیح‌المسائل، اختلاف‌الحدیث، مباحث مهمه فی ماتحتاج‌الیه الأمه، مجموعه‌‌ای در رسائل فقهی و حاشیه بر بسیاری از کتاب‌های شیعی مانند عروه‌الوثقی، وسیله‌النجاه، حدائق‌الناظره، جواهر‌الکلام، مستندالشیعه، اسفار، تفسیرصافی، شرح منظومه حکیم سبزواری و…

وی در کنار تألیف، اقدامات فرهنگی و تبلیغی مؤثری انجام داد که از آن میان به ارسال نمایندگانی زبده به کشورهای مختلف آمریکایی، آفریقایی وآسیایی برای تبلیغ دین و حل مشکلات مسلمانان، می‌توان اشاره نمود.

 

سلوک اخلاقی و اجتماعی

ایشان عالمی متواضع، زاهد، بردبار، کم‌سخن، دائم‌الذکر و از حافظان قرآن کریم و بسیاری از احادیث بود. مرحوم حضرت آیت‌الله خوئی در مورد سید عبدالأعلی سبزواری فرموده بود: « هیچ حدیثی از احادیث معصومان نداریم، مگر اینکه سید سبزواری حافظ آن بود»

به نماز، دعا و شب‌ زنده‌داری اهمیت می‌داد و نسبت به خاندان اهل‌بیت(ع) ارادت فوق‌‌العاده‌ای داشت، بطوریکه در سن ۲۰ سالگی مسافت مشهد مقدس تا نجف اشرف را با پای پیاده پیمود و بارها این کار را در راه کربلا تا نجف انجام می‌داد.

او شخصی مهربان بود و به طلاب و نیازمندان رسیدگی و توجه فراوانی می‌کرد. حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی مرجع عالیقدر تشیع، در این خصوص می‌فرماید: « از دو مجلس در نجف اشرف زیاد استفاده و بهره بردم؛ مجلس سید سبزواری و مجلس سید جعفر مرعشی. سید سبزواری اهمیت زیادی به طلاب نشان می‌دادند، خصوصا کسانی که تازه به نجف اشرف آمدند.»

 

فعالیت‌های  سیاسی و اجتماعی

آیت‌الله سید عبدالأعلی سبزواری در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ایران و عراق نقش داشت و از زمان اقامت امام در نجف، در کنار ایشان بود و از نهضت مرحوم امام خمینی حمایت می‌کرد.
پشتیبانی او از مرحوم امام و انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب نیز ادامه یافت، بطوری که وی چندین بار درس خود را برای توجه دادن حوزه علمیه نجف، به وقایع انقلاب اسلامی ایران تعطیل نمود و به هنگام همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی، در فروردین ۱۳۵۸ شمسی پیامی مبنی بر حمایت از آن صادر کرد.

ایشان همواره حامی مردم مظلوم و مسلمان عراق بود و در جنبش و قیام معارضان عراقی در سال ۱۳۷۰ شمسی نقش هدایت و رهبری مردم را برعهده داشت. او هرگز با رژیم بعث حاکم بر عراق سازش نکرد، و به همین خاطر چندین بار منزلش به محاصره نظامیان بعثی در آمد و رژیم بعث برایش محدودیت‌هایی قائل شد.

آیت‌الله العظمی سبزواری با جنگ عراق با کویت مخالف بود و نظر خود را با صدور فتوایی مبنی بر حرمت دخول نیروهای بعثی در کویت و بطلان نماز آنان و حرمت تصرف اموال مردم کویت اعلام نمود.
ایشان با مدعیان ارتباط امام زمان(عج) نیز مبارزه کرد و با صدور فتوایی مردم را از خطر آنان آگاه نمود.

تصویراجازه امور حسبیه آیت‌الله العظمی سید عبدالاعلی موسوی سبزواری به آیت‌الله حاج میرزا صادق فقیه سبزواری

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

روش تفسیری ‹‹مواهب الرحمن››

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

‹‹ مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن›› آیت‌الله سبزواری، تفسیری است ارزشمند، با عبارات ساده و روان، که به زبان عربی سلیس نگارش یافته و مفسر پس از یک مقدمهِ مختصر، به ترتیب مصحف شریف، به شرح و تفسیر سوره‌های قرآن کریم پرداخته است. ایشان در همان مقدمه کوتاه، با انتقاد از شیوه بسیاری از مفسران گذشته، می‌نویسد:

‹‹بعد از مراجعهای که به تفاسیر قرآن داشتم، برایم روشن شد که هر گروه از دانشمندان اسلامی، به همان شیوهای که مأنوس بوده، به تفسیر قرآن پرداخته‌اند. فلاسفه و متکلمان به طریقه خویش با آراء فلسفی و کلامی، و عرفا و صوفیه نیز به روش خود، قرآن را تفسیر نموده‌اند. فقها بیشتر به تفسیر آیات‌الاحکام توجّه کرده و محدّثین، منحصراً به تفسیر آیاتی پرداخته‌اند که از سنّت شریفه در آن باره روایت رسیده است. همین طور، ادیبان فقط به جنبه ادبی قرآن اهتمام ورزیده‌اند. شگفتا که هرچه در بارهِ این وحی مبین و نور عظیم (قرآن کریم)، از اینگونه تفاسیر زیادتر می‌شود، باز در گذر زمان، بر درخشش و تلالؤ قرآن، افزوده‌تر می‌شود.

با این وصف، آیت‌الله سبزواری شیوهِ تفسیری علمای گذشته را نپسندیده و در این تفسیر، به شیوهای دیگر به تفسیر قرآن پرداخته است. روش تفسیری وی در مواهب الرحمن، ‹‹قرآن به قرآن››، است.
می‌دانیم که تفسیر ‹‹قرآن به قرآن››، از روشهای تفسیری است که اخیراً توجه بسیاری از مفسران معاصر را به خود جلب کرده است. در این روش، مفسر با کمک گرفتن از خود قرآن، به تفسیر آیات شریفه می‌پردازد؛ چرا که ‹‹القرآن یُفَسٍّرُ بَعضَهُ بَعضَاً›› (پاره‌ای از قرآن، پاره‌ای دیگر را تفسیر می‌کند) و به قول امام علی(ع)، ‹‹یَنطِقُ بَعضُهُ بِبَعضِ وَ یَشهَدُ بَعضُهُ علی بَعضٍ…›› (پارهای از قرآن، پارهای دیگر را بیان می‌کند و برخی به برخی دیگر گواه است).

شیوه اینگونه تفسیر، به زمان خود رسول خدا(ص) بازمی‌گردد. همچنین ائمه معصوم(ع) نیز در تفسیر قرآن از این روش بهره برده‌‎اند. امّا این روش تفسیری در طول تاریخ تفسیر، کمتر مورد توجه بود تا اینکه در قرن چهاردهم، بزرگ پرچمدار منهج و روش تفسیری قرآن به قرآن، – علاّمه طباطبایی (ره)- در تفسیر ‹‹المیزان›› این روش را احیاء کرد.

از جمله کسانی که این روش تفسیری را پسندیده و در تفسیر خویش از آن بهره برده، آیت‌الله سبزواری است که در تفسیر ‹‹مواهب الرحمن›› از این روش بهره گرفت.

وی معتقد است که قرآن باید به وسیله خود قرآن و آیاتی که دارای قرائن هستند، با پرهیز از تفسیر به رای و با کمک احادیث صحیحه معصومین(ع) – که شارحان و مفسّران واقعی قرآن کریم‌اند – تفسیر شود.
درباره علت گزینش این روش استدلال شده که قرآن نور و بیان است و تبیان هر چیزی، پس اولی و سزوارتر است که ‹‹تبیان›› و ‹‹بیان›› برای خود نیز باشد. بنابراین، خود قرآن، خودش را تفسیر می‌کند.
این مفسر گرانقدر شیعه ، که خود حافظ قرآن کریم است؛ در تفسیر هر آیه، مجموعه‌ای از آیات را به قدر متیقن که به فهم آیه کمک می‌کند، می‌آورد و در تبیین و تفسیر آیه، از آیات دیگر کمک می‌گیرد و در این باره می‌نویسد:‹‹ به قدر ممکن، از آیات مبارکه – که دارای قرائن معتبر هستند – کمک گرفته‌ام.››

در مقایسه‌ای که بین دو تفسیر ‹‹المیزان›› و ‹‹مواهب الرحمن›› صورت پذیرفته، حد مشترک این دو تفسیر، در این است که هر دو ‹‹تفسیر قرآن به قرآن›› می‌باشند. امّا سبزواری در تفسیر شریف مواهب الرحمن، از شیوه قرآن به قرآن به نحو کامل‌تری بهره برده و در تفسیر خود، کمتر نکته‌ای را در رابطه با کلمات و تفسیر قرآن به قرآن ناگفته و ناتمام گذاشته است. وی در بسیاری از موارد، با رعایت ایجاز و با استفاده از ساده‌ترین عبارات در تفسیر آیات، مطالبی را ذکر کرده که در تفسیر المیزان حتی در حد تفسیری مختصر هم نیامده و مفسر بزرگ المیزان، یا تنها به ذکر مختصر آنها اکتفا کرده و یا با اینکه جای بحث آن مطالب در همانجا بوده، به مجلّدات بعدی موکول کرده است. از آن جمله ‹‹در سورهِ حمد، در تفسیر کلمهِ ‹‹رب›› – که از امّهات اسماء الهی است – مؤلف (المیزان)، بسیار مختصر بحث نموده و در تفسیر کلمه ‹‹یوم›› در ‹‹یوم‌الدین›› و اینکه ‹‹الرحمن›› و ‹‹الرحیم›› بعد از ‹‹العالمین››، چرا تکرار شده، توضیحی داده نشده است، در عوض در تفسیر مواهب الرحمن، این کلمات به نحو بسیار عمیقی مطرح شده و با اثبات اینکه ‹‹بسم‌اللّه الرحمن الرحیم›› جزء سوره است، تکرار دوم آن را در این سوره اثبات کرده است.

در سوره بقره، با اینکه این سوره به ‹‹سنام قرآن›› یعنی قلّه رفیع و بلند قرآن تعبیر شده، مفسر ‹‹المیزان›› از بسیاری از آیات آن به اختصار گذشته است و حتی گاهی بیش از بیست آیه و یا بیشتر را ذکر کرده و از بعضی از آن آیات، بدون تفسیر و از برخی دیگر فقط با تفسیر لغت، آن هم در حد معنی کردن آن می‌گذرد و به بحث روایی مختصر قناعت می‌کند.

در مقایسه تفسیر آیات در این دو تفسیر، تا جلد ۶ المیزان، ۷۷۲ آیه تفسیر شده، درحالیکه در مواهب‌الرحمن در این جلد، فقط ۴۴۴ آیه که این امر نشانگر سرعت گذر در تفسیر المیزان می‌باشد.
در مجموع، در محتوا، تفسیر ‹‹المیزان›› در تفسیر قرآن به قرآن به شیوهِ ‹‹فلسفی›› نزدیک شده و بافت فلسفی میگیرد، درحالیکه تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن››، شامل مباحث گستردهای چون: مباحث فلسفی، اخلاقی، کلامی، تاریخی، اجتماعی، فقهی، ادبی و دلالی و.. است و محتوای تفسیر را به سوی ‹‹تفسیر جامع›› کشانده و این امر بر اهمیّت تفسیر افزوده است. با این وجود تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› تفسیر قرآن به قرآن است. آیت‌الله سبزواری در تفسیر هر سوره، جمعی از آیات را ذکر کرده، به واژه‌شناسی و بحث دقیق الفاظ قرآن پرداخته، از آیات و روایات و اشعار عرب و علوم بلاغت و صرف و نحو و… بهره جسته، تا پیام آیه و آیات را بهتر ارائه دهد.

ایشان با بیان مباحث اخلاقی، اجتماعی، فلسفی، تاریخی، فقهی و از همه مهم‌تر ‹‹بحث دلالی›› متناسب با مفاهیم آیه، این تفسیر را پرداخته و از تکبعدی کردن آن پرهیز نموده است.
مباحث تفسیری متعددی که مفسر آنها را تحت عنوان ‹‹بحوث المقام›› ذکر نموده شامل مباحث زیر است:

بحث روایی:

معمولاً آیت‌الله سبزواری، در تفسیر خویش، یک دسته از آیات را تفسیر کرده و در بحث روایی، روایات مربوط به آن آیات را از منابع مهم شیعه و اهل سنّت ذکر می‌کند. او در شرح و تفسیر آیات از روایات معصومین (ع) بهره جسته، و اقوال شاهدان نزول قرآن، مانند صحابه را نیز میآورد و از نظرات تفسیری تابعین همانند سعید بن جبیر، قتاده، مجاهد، سُدّی و… استفاده مینماید. روایات و احادیث اهل سنت را از منابع خودشان ذکر میکند و موارد اتفاق نظر شیعه و اهل سنت را یادآور می‌شود. و خود، به نقد احادیث پرداخته، از نقل روایات جعلی و اسرائیلات به شدّت پرهیز می‌نماید، اگر برخی از این دسته از روایات را نقل می‌کند، به خاطر نقد و ابطال آنهاست و او در این روش، از منهج ‹‹تفسیر اجتهادی›› و عقلی بهره میجوید و این از امتیازات ‹‹مواهب‌الرحمن›› است.
معمولاً در مواهب‌الرحمن از روایات بلند و قصّه‌پردازی‌هایی که دیگر مفسران متقدّم دارند، خبری نیست. او قصه‌ها را در حدود همان مطالب قرآن و روایات صحیحهِ اهلبیت(ع) بیان می‌کند و وارد جزئیات قصّه‌ها نمی‌شود و فقط به نکات تربیتی و عبرت‌آموز آنها اشاره می‌کند.

بحث کلامی:

مرحوم سبزواری که جامع منقول و معقول بوده و در علم کلام اسلامی نیز سررشته داشته است، در تفسیر خویش به مناسبتهایی مباحث کلامی را ذکر میکند و با توجّه به آیات و روایات، عقاید صحیح اسلامی و شیعی را بازگو کرده، سعی در رفع خرافات و شبهات دارد. مثلاً در بحث شفاعت که از موضوعات مهم کلامی است به تفصیل سخن می‌گوید و آن را از نظر لغوی و اصطلاحی بررسی نموده، مباحثی چون شفاعت در اسلام، ثبوت آن، دیدگاه قرآن، سنت، عقل و اجماع در مورد شفاعت و دیگر بحثهای مربوط به آن را به طور مفصّل تبیین می‌کند.

بحث فلسفی:

سبزواری در تفسیر خویش، به بحثهای فلسفی توجّه داشته و در بیان مسائل فلسفی پیرو ملا صدرای شیرازی و روش فلسفی او، یعنی ‹‹حکمت متعالیه›› است. او آراء ابوعلی سینا، ملاصدرا، حکیم سبزواری و… را نقل می‌کند و گاه برای بیان آرای فلاسفه متقدّم از عنوان و عبارت ‹‹بعض اکابر الفلاسفه›› بهره میجوید. وی پس از بیان آراء، به نقد و بررسی آنها پرداخته، نظریات فلسفی خویش را دربارهِ موضوع آن آیه بیان می‌کند و با مشرّبی اجتهادی و عقل‌گرایانه، به تفسیر آیه یا آیات می‌پردازد.

وی شریعت را با مقیاس عقل سلیم می‌سنجد و حقّانیّت آن را از این راه نیز اثبات می‌کند. غالباً مسائل اعتقادی و کلامی را با محک عقل و نقل می‌سنجد و از افراط و تفریط در عقل‌گرایی و یا اخباری‌گری می‌پرهیزد.

بحث فقهی:

مفسر گرانقدر شیعه که خود فقیهی اصولی و مجتهدی مسلم است و عمری بالغ بر هفتاد سال در خدمت فقه جعفری و نشر آن سپری کرده، در تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› نیز، مباحث فقهی را در ذیل آیات‌الاحکام (آیاتی که احکام شرعی دارند) به بحث نهاده است. دقّت نظر و توجّه وی در بیان مباحث شرعی و فقهی بسیار است و از طرفی از تطویل کلام می‌پرهیزد و مباحث را مختصر و موجز ذکر می‌کند و آنجا که نیاز به بحث طولانی است، خواننده را به کتاب ‹‹مهذب‌الاحکام›› خویش – که یک سری کامل فقه استدلالی است – رجوع می‌دهد. مثلاً در ذیل آیه ۲۷۵-۲۷۹ سوره بقره که درباره حرمت ربا است، ۱۲ نکته فقهی جالب توجّهی را آورده و بیان کرده، امّا تفصیل بحث را به کتاب ‹‹مهذّب‌الاحکام›› خویش ارجاع داده است.
از آنجا که پایه و اساس مباحث فقهی، بر ‹‹اصول فقه›› استوار است، مفسّر گرامی به ضرورت به بحثهای اصولی نیز اشاره دارد و تفصیل بحث را همواره به کتاب خویش ‹‹تهذیب‌الاصول›› ارجاع می‌دهد.

بحث اخلاقی:

بحث‌های اخلاقی که از مهمترین مباحث تفسیری است، در تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› در بسیاری از جاها طرح شده، مثلاً در تفسیر آیه ۲۱۹ بقره، پس از بحث‌های روایی و فقهی، درباره شراب و قمار در بحث اخلاقی به بیان مضرات فردی و اجتماعی این دو پدیده شوم در جامعه پرداخته و نکات اخلاقی تازهای از آیات قرآن ارائه می‌دهد.

بحث ادبی:

آیت‌الله سبزواری در بحث ادبی، به مباحث نحوی و بلاغی آیات میپردازد و برای بیان دقیق موضوع، به اشعار عرب استشهاد می‌کند. از نحویان بزرگی چون مبرّد و زجّاج در تأیید قول خود نیز استفاده کرده، به قول آنها استناد می‌نماید.

وی به مباحث بلاغی توجّه دارد. مثلاً در ذیل آیه ۱۵ سورهِ بقره، بحث ‹‹التفات›› را پیش می‌کشد و به طور مبسوط به بیان و توضیح آن می‌پردازد.
همچنین در بحث ادبی، به مبحث قراءات و اعراب قرآن نیز پرداخته، قرائات مختلف را بررسی و نقد می‌کند.

بحث دلالی:

بحث دلالی در تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› از امتیازات این تفسیر است که کمتر در تفاسیر دیگر به چشم می‌خورد. آیت‌الله سبزواری در این بحث، برداشتهای خویش را از آیه و یا آیات مطرح‌ شده، بیان می‌کند. وی در استنباط نکات تازه از آیات، دقت نظر کافی دارد و در کشف این نکات به کنکاش می‌پردازد. تیزبینی وی در برداشتها و کشف نکات تازه از آیات درخور توجّه است و این بحث از جالب‌ترین مباحث تفسیر او به شمار می‌رود. مثلاً در ذیل آیه ۱۸۵ سوره بقره، شش نکته فهرست کرده و یا در تفسیر آیات ۱۹۶ تا ۲۰۲ همان سوره – که پیرامون حج است – به ۱۴ نکته از نکات آیات اشاره می‌کند. از آن جمله در مورد آیهِ ‹‹ واعلموا انکم الیه تحشرون››، بازگشت حجاج به سرزمینهایشان را ‹‹حشر کوچک›› دانسته که یادآور ‹‹حشر بزرگ›› (قیامت) است.

یکی دیگر از بحثهای مطرح شده در تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› ‹‹بحث عرفانی›› است که مفسر در آن به عرفان صحیح اسلامی و سیر و سلوک عارف و پیوند بین خدا و انسان اشاره دارد.
او در ‹‹بحث تاریخی›› به نقل مباحث تاریخ و ادیان گذشته پرداخته و در ‹‹بحث علمی›› وارد برخی مباحث علوم قرآن، فلسفه دعا، زمانشناسی، خلق قرآن و… به صورت تحلیلی شده و این بحث او کاملاً با تفسیر علمی جدید، در موضوع و محتوا متفاوت است؛ چرا که او هرگز قصد تفسیر علمی آیات را نکرده است.

در مجموع تفسیر مواهب‌الرحمن شامل ویژگیهای زیر است:

جامع بودن در مباحث مهم عقلی و نقلی و استشهاد به اقوال علما و بیان نظرات خود.

شرح و تفسیر عالمانه و دقیق آیات به روش قرآن به قرآن.

بهره‌گیری از روایات صحیحهِ اهلبیت(ع) که شارحان واقعی قرآن‌اند.
توجّه به روایات اهل سنّت و اقوال صحابه و تابعین با نقد و بررسی کافی.

پرهیز از ورود به روایات جعلی و اسرائیلیات و غلویّات و روایاتی که دارای ضعف سند یا متن هستند.

پرهیز از علم‌زدگی و خودباختگی در برابر علوم جدید و اینکه هر چیزی از زاویه تجربه و علم بررسی و ثابت شود.

عقلی و اجتهادی بودن؛ چرا که مفسّر در این تفسیر به رویکرد عقل و خردورزی، به تفسیر قرآن پرداخته و از تفسیر به رای پرهیز نموده است.

دقت نظر کافی در شرح واژه‌ها و مفردات قرآنی.

پاسخگویی به شبهات پیرامون اسلام، چون قصاص و ابطال شبههِ معترضین.

سادگی و روانی در بیان مطالب و پرهیز از اطاله کلام.

و فواید و امتیازات دیگر این تفسیر است که آن را یکی از بهترین تفاسیر قرآن کریم و جامعترین آنها از لحاظ فواید لفظی و معنوی نموده است.

امّا این تفسیر گران‌سنگ شیعی، به دلایلی در غربت افتاده و در سطح جامعه علمی ما به ویژه در حوزه و دانشگاه ناشناخته مانده که حتی نامش، در ذهن بسیاری از فضلا و اندیشمندان علوم اسلامی و بالأخص علوم قرآنی ناآشنا و غریب است.

برخی از دلایل آن عبارتند از :

عدم آشنایی کافی از مفسّر، به علّت اینکه وی در خارج از محیط علمی ایران بود و مضافاً بر اینکه حیات علمیاش تحتالشعاع فقیه بزرگ شیعه آیت‌الله خویی در نجف قرار داشت و چیزی کمتر از یک سال بعد از وی به دیار باقی شتافت.

ناقص بودن تفسیر از لحاظ چاپ و مجلّدات و تیراژ بسیار کم آن در ایران.

وجود تفاسیر دورهای کامل با تیراژ بالا، به ویژه تفسیر ‹‹المیزان›› که انصافاً بهترین و برترین تفسیر شیعه، بلکه جهان اسلام و شهرت جهانی یافته و به زبانهای مختلف ترجمه شده است.

اطلاع‌رسانی ضعیف متولیان آثار مرحوم سبزواری و عدم فعالیّت دفتر آن مرجع عالیقدر شیعه پس از رحلت وی.

عدم ترجمه آن به فارسی برای استفاده عموم مردم کشورمان. و موارد دیگر…

امید است که با رفع نواقص آن مانند چاپ مجدّد و ارائه مجلدات دیگر آن و ترجمه آن به فارسی و نواقص احتمالی دیگر و نیز برگزاری همایش‌های ویژه برای آن مفسّر و فقیه والامقام و نگارش کتاب و مقالات پیرامون افکار و آثار وی، غبار مظلومیت از چهره سترگ آن فقیه عالیقدر و آن مفسّر گرانمایهِ اسلام زدوده شود و آثارش به ویژه تفسیر ‹‹مواهب‌الرحمن›› از غربت درآید و ذخایر علمی و معارف بشری که در این تفسیر و دیگر آثارش موج می‌زند، شناخته و شناسانده شود.

دیدگاه بزرگان

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

آیت‌الله عبدالنبی نمازی، حجج‌الاسلام عباسعلی زارعی سبزواری و احمد عابدی؛ به تبین ویژگی‌های شخصیتی و جامعیت و ابتکارات علمی مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبدالأعلی سبزواری پرداختند.

آیت‌الله عبدالنبی نمازی، نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه کاشان و از شاگردان مرحوم سبزواری گفت: ایشان به دنبال مرجع شدن نرفت بلکه مرجعیت به طرف ایشان آمد؛ در نجف معمول نبود یک مرجع تقلید تفسیر بنویسد یا تفسیر بگوید. در این صورت در تفکر بعضی چنین تلقی می‌شد که آن شخص سواد زیادی ندارد. یعنی تفسیر گفتن را خلاف شأن مرجعیت می‌دانستند. شاهد بر این معنا این که مرحوم آیت‌الله العظمی خویی شروع به تفسیر گفتن کردند و جلد اولش هم به نام « المدخل» چاپ شد. اما خیلی‌ها به ایشان گفتند آقا این خلاف شأن شماست شما مرجع تقلیدید، باید فقه بگویید. لذا تفسیر ایشان را تعطیل کردند. ولی مرحوم آیت‌الله سبزواری تحت تأثیر این القائات وجوها نبود.

ایشان با اینکه مرجع بود نسبت به امام خیلی ارادت داشت و متواضع بود. یکی از کسانی که از امام تقاضا کرد که درس خارج شروع کنید. یکی از عواملی که مشوق امام بود شاید همین درخواست آیت‌الله سبزواری بود. چون امام مشی خاصی داشتند و به مراجع خیلی احترام می‌گذاشتند. بر ایشان هم سخت بود حرکتی کنند که بازتاب اجتماعی‌اش این باشد که ادعای مرجعیت دارند.

حجت‌الاسلام و المسلمین عباسعلی زارعی سبزواری، استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه، مؤلف، محقق و پژوهشگر گفت: ویژگی منحصر به فرد دیگر مرحوم آیت‌الله آسید عبدالأعلی سبزواری در مباحث فقهی و استدلالات فقهی این است که ایشان به تطبیق قواعد فقهی بر فروع متعدد فقه توجه جدی داشت. این ویژگی با این وسعت در کم‌تر کسی دیده می‌شود.

ایشان در کتاب « مهذب‌الاحکام» حدود هشتاد و یک قاعده فقهی را مطرح می‌کند. بعضی از این قواعد را به تفصیل در ذیل این کتاب مورد بحث و دقت قرار می‌دهد و به بعضی دیگر از این قواعد استدلال می‌کند؛ در باب علم اصول فقط کتاب « تهذیب‌الاصول» را نوشت. با مطالعه همین کتاب و سایر مباحث اصولی که در بعضی کتب فقهی مطرح می‌کند به این نتیجه می‌رسیم که در مباحث اصولی هم سبکی منحصر به فرد و مدرسه‌ای ویژه دارد. چند خصوصیت در نگاه اصولی ایشان قابل ذکر است؛ یکم رویکرد تهذیبی ایشان به علم اصول است. لذا می‌بینیم در مباحث اصولی در مقام حذف بعضی از مباحث غیر ضرور و غیر لازم اصولی بر آمد. در کتاب «تهذیب‌الاصول»، که دو جلد است و در مجموع متجاوز از ششصد صفحه نیست، نگاه ایشان به علم اصول کاملا تهذیبی است و شاید به همین دلیل کتاب اصولی‌اش را چنین نامیدند.

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد عابدی، مدرس درس خارج فقه واصول حوزه علمیه قم و دبیر کنگره بزرگداشت آیت‌الله العظمی سبزواری گفت:

کسی که در نجف از همه بیشتر همراه و هم‌فکر و مدافع انقلاب بود مرحوم آقای سبزواری بود. عجیب این است که امام هم خیلی به ایشان ارادت داشته‌اند. یعنی رابطه ایشان با امام مثل رابطه دو مرجع تقلید یا اینکه ایشان شاگرد امام باشد نبود. رابطه‌شان طوری بود که یک بار وقتی امام سینه‌شان درد می‌کرد، به منزل آقای سبزواری می‌روند و می‌گویند: « آقا بنده سینه‌ام درد می‌کند. آمدم که شما دعایی بفرمایید!» آقای سبزواری کمی از آب لیوانی که جلویش بود را میل می‌کند و یک دعا می‌خواند و به آب فوت می‌کند و لیوان آب را به امام می‌دهد. امام می‌خورد و دو سه روز بعد به منزل ایشان می‌آید و می‌فرماید: « آمدم تشکر کنم، سینه‌ام خوب شد.»

مرحوم آقای سبزواری در همان ابتدای نوجوانی‌اش در سبزوار درس می‌خواند و بعد به مشهد می‌آید. در مشهد با مرحوم آقای نخودکی بود. آن موقع در مشهد افرادی مثل میرزا مهدی اصفهانی بودند. او با فکر ایشان آشنا می‌شود و این فکر تا آخر عمر با او بود. الان هم که این تفکر به اسم مکتب تفکیک شناخته می‌شود، آن را کاملا در آثار ایشان می‌بینیم.

ارتحال

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

سرانجام این فقیه فرزانه و مفسر عالیقدر تشیع، پس از عمری تدریس و تحقیق و مجاهدت در روز دوشنبه ۲۵ مرداد سال ۱۳۷۲ شمسی مطابق با ۲۸ صفر سال ۱۴۱۴ قمری در نجف اشرف دارفانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.

پیکر مطهرش پس از تغسیل، عمام روز غریبانه بدون برگزاری مراسم تشییع، توسط مأمورین رژیم بعث به حرم مطهر حضرت علی(ع) منتقل شد و پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله حاج سید علی بهشتی در مقبره‌ای نزدیک مسجد خویش به خاک سپرده شد.
با ارتحال آیت‌الله العظمی سبزواری، علمای برجسته ایران همچون آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و آیات اعظام اراکی، گلپایگانی پیام‌های تسلیتی صادر و از مقام علمی و معنوی آن عالم فرزانه تجلیل کردند.

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af

در پیام تسلیت مقام معظم رهبری آمده است:

« ایشان از فقهای عالی مقام و از مدرسین و علمای بزرگی بودند که عمر با برکت خود را در نجف به تدریس و تحقیق و تربیت شاگردان و تألیف کتب سودمند و با ارزش گذارانیده بودند و دو کتاب بزرگ و مبسوط در فقه و تفسیر از ایشان به طبع رسیده و به یادگار مانده است. در آخرین سال‌های عمر شریف این روحانی بزرگوار حوادث خونین عراق و قیام فداکارانه‌ی مردم در برابر حکومت ستمگر بعثی پیش آمد که ایشان در رهبری و هدایت مردم دارای نقش و تأثیر بودند. و بدین جهت پس از سرکوب قیام تا چندی در محنت فشارهای رژیم بعثی گذرانیدند و بنا بر مسموع جنازه مطهر ایشان نیز دیروز در نجف اشرف غریبانه تشییع و دفن شده و از حضور مردم و طلاب و علمای حوزه نجف در آن مراسم ممانعت شده است.»

نوشته شده توسط: علیرضا برومند

بازنشر از: صاحب خبر

برداشتی کوتاه از زندگی امام سجاد علیه السلام، خلاصه ای از یک مقاله

امام سجاد علیه السلام، در ۲۵ سال ابتدایی عمر شریفشان، امامت امام علی علیه السلام، امام حسین علیه السلام و امام حسین علیه السلام را درک کردند. در ۲۵ سالگی و پس از واقعه عاشورا، امامت به دست ایشان سپرده شد. جنایات بنی امیه در این دوران از جمله واقعه عاشورا، واقعه حره، تخریب کعبه و… موجب حکومت رعب و وحشت بر قلوب مردم شده بود. در این هنگام، اجتماع شیعیان به سختی پراکنده شده و تضعیف شده بود و امام علیه السلام سعی در تشکیل این اجتماع برای آینده ای پس از خود داشتند.

دوران های زندگی امام سجاد علیه السلام

دوران امامت امام زین العابدین علیه السلام را میتوان به دو قسمت کربلا تا مدینه و پس از آن تقسیم کرد.

از کربلا تا مدینه، دوران اسارت: فصل اسارت، فصلی کوتاه اما پرهیجان و کوبنده است. در این دوران، امام علیه السلام به همراه حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر اعضاء خاندان نبوت، ابتدا در مقابل عبیدالله بن زیاد لعنه الله علیه و بعد در بازار کوفه و بعد در مقابل یزید لعنه الله علیه و مسجد شام، به بیان حقایق با بیانی روشن و واضح پرداختند. این به دلیل آنست که لازم است ابتدا با فریادی رسا به همه هشدار داده شده و مردم از خواب بیدار شوند.

پس از اسارت: پس از واقعه عاشورا، مردم در مناطق مختلف از جمله کوفه و مدینه در اعتراض به حکومت فاسق به پا خواستند.  در مدینه و به فرماندهی عبیدالله بن حنظله، مردم بر علیه یزید شوریدند. نتیجه این نهضت، واقعه حرّه بود. در این واقعه تعداد بسیاری از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به شهادت رسیده و فجایع گوناگونی رخ داد. در نتیجه رعب و وحشت فراگیری در مخالفین حکومت به وجود آمد. به علاوه، به حکومت رسیدن عبدالملک بن مروان بن حکم در شام، که فردی مدبر و کاردان بود و به قدرت رسیدن حجاج بن یوسف در عراق که از فرمانبران عبدالملک و فردی بسیار خون ریز بود موجب شد تا فشار زیادی ناشی از فضایی بسته و نظارتی شدید بر امام علیه السلام وارد شود.

در این هنگام، امام علیه السلام با اتخاذ روشی نرم و ملایم، سعی در کاهش این فشار به جهت سهولت در اقدامات اصلی خود از جمله بازخوانی و یادآوری عقاید برای مردم، کادرسازی و پروش نیرو و برملا ساختن انحرافات وارده از سوی علماء درباری که دستان قدرت بنی امیه برای سرکوب فکری مردم بودند، داشتند. امام علیه السلام تقیه می نمودند چرا که هنوز باغستان تشیع، که با باغبانیِ ماهرانه ی اهل بیت آبیاری و تربیت میشد، استحکام کافی را به دست نیاورده بود.

 

اهداف و فعالیت های امام سجاد علیه السلام در دوران امامت

اکنون به بررسی دقیقتر اهداف امام علیه السلام در دوره دوم امامت خویش، میپردازیم:

  1. بازخوانی، یادآوری و انتشار اندیشه صحیح اسلامی که در دوران بنی امیه فراموش شده بود. به دلیل اختناق شدید در آن زمان، امام علیه السلام مفاهیم و عقاید مورد نیاز را در قالب دعا و نیایش برای مردم بازگو می کردند. لازم به ذکر است که در این زمان، یادآوری کافی بود و آموزش نیازی نبود، چرا که دستگاه حکومت با آشکارا با اندیشه توحید و نبودت مخالف نبود و بر منبرها اینها تشریح میشد. برای ایجاد یک جامعه ی اسلامی، زمینه ی فکری و ذهنی از همه چیز لازمتر و مهمتر است و و با توجه به شرایط آن روز در عالم اسلام، کاری طولانی و بسیار بلندمدت بود. علاوه بر این، امام علیه السلام با رسوا کردن جاعلین حدیث همچون محمد زهری، سعی درجلوگیری از انحراف مسلمانان به وسیله احادیث جعلی باب میل حکام داشتند.
  1. آشنا نمودن مردم با حقانیت امامت که حرکتی سیاسی بر علیه نظام حاکم است. امام علیه السلام با بیان اینکه امامت جامعه اسلامی که همراه با حکومت است باید از جانب خداوند تعیین شود، سعی در اثبات حق امامت داشتند.
  2. به وجود آوردن تشکیلاتی که اولا پشتوانه فکری گشترش اندیشه درست باشند و بعد همراهان و یاوران امام علیه السلام در اجرای قوانین باشند. امام علیه السلام با بیان نکات خود برای اطرافیان و دوستانشان، آنها را از ارتباط با دشمن نهی کرده و با رساله حقوق خود، سعی در به وجود آوردن جمعی شیعی بر حول قوانین الهی نمودند. به طوریکه امام، خیلی آرام و بدون اینکه نامی از حکومت و مبارزه و نظام آینده بیاورد، در این نامه، مبانی مناسبات نظام آینده را ذکر کرده اند.

 

درگیری با نظام حاکم

البته لازم به ذکر است که هرچند امام علیه السلام روشی نرم را اتخاذ نموده بودند، اما چند بار با پاسخ هایی کوبنده به عبدالملک و یا حمایت از شاعران طرفدار اهل بیت علیهم السلام و یا برخورد تند و صریح با علماء درباری، مستقیما به دستگاه تعرض نموند. نتیجه این تعرضات، به زنجیر کشیدن یکبار حضرت علیه السلام و انتقال ایشان از مدینه به شام و در نهایت به شهادت رساندن ایشان توسط زهر و به دستور ولید بن عبدالملک، پس از ۳۴ سال مجاهدت به عنوان امام، شد.

 

نوشته فوق، برداشتی کوتاه از مقاله زندگانی امام سجاد علیه السلام، نوشته امام خامنه ای بود. این مقاله در سال ۱۳۶۱ در ماهنامه‌ی پاسدار اسلام و با عتوان «پژوهشی در زندگانی امام سجاد» منتشر شد و در اسفند ۶۱ نیز به صورت جزوه‌ای با همین عنوان، از طریق دفتر حزب جمهوری اسلامی منتشر و توزیع گردید.

راهکارهای مدیریتی در تکمیل چرخه اقتصاد مولد و مردمی

مسئله اقتصاد در سال­های اخیر یکی از مهم­ترین دغدغه­های رهبر معظم انقلاب بوده است. این مسئله در دیدار اخیر هیئت دولت نیز مورد تاکید ایشان واقع شد. ایشان «اقتصاد و مسائل معیشتی مردم» را مهم‌ترین مسئله‌ی کشور برشمردند و تأکید کردند: جهت‌گیری‌ها باید از «اقتصاد رانتی و نفتی» به «اقتصاد مولّد و مردمی» تغییر یابد. یکی از راهکارهای دستیابی به اقتصاد مولد و بدون نفت راه ­اندازی کسب و کارها و تولید محصولات دانشی است. که در این زمینه مدیریت به عنوان جنبه عملی اقتصاد نقش مهمی را ایفا می­نماید و پیگیری توصیه ­های مدیریتی به ویژه مدیریت اسلامی می­تواند در دستیابی به اقتصاد مولد و مردمی راهگشا باشد.در این نوشتار سعی بر آن است که به چند راهکار مدیریتی حول این موضوع پرداخته شود.

مهمترین راهکار مدیریت که امروزه بسیار در ادبیات رایج این رشته نیز مورد توجه واقع می­شود، توجه به نیروی انسانی به عنوان عامل پایدار مزیت رقابتی است. به نظر می­رسد دو دسته از سیاست­هایی که رهبری مورد توجه قرار داده­اند، به دنبال چاره اندیشی برای چنین مسئله­ای بوده است. اولین سیاست مربوط به افزایش جمعیت است که در صورت اجرای دقیق، وجود نیروی انسانی جوان و پرانگیزه را در سال­های آتی برای اقتصاد کشور به ارمغان می­آورد و دیگری مردمی­سازی اقتصاد است که سبب کاهش بی­کاری و کاهش سرخوردگی جوانان خواهد شد؛ چرا که هم راه­اندازی کسب و کار و هم اداره آن در فضای رقابتی به دست خود آن­ها و در فضای غیر رانتی خواهد بود.

البته مدیریت منابع انسانی، تنها وجود نیروی انسانی را کافی نمی­داند و این نیروی انسانی می­بایست با طی کردن فرایندی به نیروی کار تبدیل شود. این فرایند شامل مراحل آموزش، مهارت افزایی و توسعه نیروی کار خواهد بود. تاکید مدیریت منابع انسانی بر آموزش می­تواند نیروی انسانی ما را تبدیل به نیروی کار دانشی کند. در این راستا ابلاغ سیاست­های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور، از ابتکارات رهبر معظم انقلاب بوده است که در صورت اجرای صحیح آن کشور در دهه ­های آتی تبدیل به کشوری با جمعیت نیروی کار چند میلیونی مستقل خواهد شد که خودشان در عرصه اقتصادی توانمند و مولد هستند.

یکی دیگر از نکاتی که شاید در این فضا به لحاظ مدیریتی به شدت اهمیت پیدا کند، در نظر نگرفتن منابع خدادادی است. از همین رو مشاهده می­شود که کشورهایی مثل ژاپن با به کارگیری همین نکته مدیریتی با در اختیار داشتن حداقل منابع طبیعی، یکی از اقتصادهای پیشرو به حساب می­آید. محصولات دانشی با در اختیار داشتن نیروی کار دانشی قابل دسترسی خواهد بود. البته تنها نیروی کار دانشی برای تولید این محصولات کافی نیست. اعتماد و اعتقاد به اینکه نیروی کار ایرانی می­تواند در عرصه­های دانشی به تولید بپردازد رکن مهمی در این قضیه است که نیاز به ادراک مثبت از تولید ملی و حمایت آن توسط آحاد ملت دارد. لازم به ذکر است که مقام معظم رهبری در این زمینه نیز با مهم شمردن تولید ملی و تاکید بر حمایت از آن،  همواره مردم و مسئولین را متوجه این موضوع پر اهمیت تشویق کرده­ اند.

ایجاد شبکه نیروی کار در کشور جهت تسهیل ارتباط و اتصال کارفرما با نیروی کار مناسب نیز رکن دیگری است که نباید در روند اقتصاد مردمی از آن غافل شد. همانطور که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در دوران انتخابات اقدام به راه­ اندازی سایتی برای پیگیری این معضل فضای اقتصاد کرده بود، دولت محترم نیز می­تواند با الهام از آن مجموعه و کمک از همه ظرفیت کشور، راه حل این معضل را پیگیری نماید.

تکه دیگر این پازل برای تولید محصولات دانشی و دستیابی به اقتصاد دانش­بنیان، در اختیار گرفتن فناوری­های پیشرفته و اصطلاحاً های-تک توسط دولت و اعطای آن به بخش خصوصی است تا از این طریق بتواند با بهره­وری بیشتری به یکی از اقتصادهای برتر منطقه و در نهایت اقتصاد برتر جهانی تبدیل شود.

در نهایت تسهیل قوانین و مقررات راه اندازی کسب و کار با توجه به تجربه مدیریتی ۴۰ ساله پس از انقلاب و کمک خیریه­ای دولت به بخش خصوصی، می­تواند نیروی کار موجود در کشور را به سمت عهده دار شدن بخشی از بار اقتصادی جامعه و تولید ثروت بر اساس نوآوری و رقابت، سوق دهد.

همه این توصیه­های کلی مدیریت در شرایط فعلی مقتضیاتی نیز دارد که اجمالا می­توان این مقتضیات را به شرح ذیل اشاره کرد: استفاده از فرصت­های به وجود آمده از برجام در فضای اقتصاد، قطع امید از حمایت آمریکا، توجه به بازارهای منطقه­ای از جمله عراق بعد از داعش و بازار قطر بعد از بحران خلیج فارس و تثبیت این بازارها، تدوین نظام مالیاتی دقیق، مدیریت بحران آب و تاثیر آن در بخش کشاورزی، تقویت بنیه پول ملی، رفع رکود به وجود آمده در فضای راه­اندی کسب و کار، کنترل تورم موجود که مردم را از دست گرفتن اقتصاد ناامید می­کند و… . تمام این مقتضیات شرایط ویژه­ای را برای کشور به وجود آورده که علاوه بر توجه به توصیه­های مدیریتی رایج، به نظر تنها راه تحقق این خواسته رهبری به کارگیری مدیریت اسلامی است.

با توجه به تحلیل فوق، سیاست­ها و قوانین کارآمد به همراه نیروی انسانی دانشی و فناوری روز همچنین ایجاد شبکه­ای جهت اتصال اثربخش این عوامل ضمن در نظر گرفتن مقتضیات امروز فضای اقتصادی کشور، می­تواند سهم عمده­ای در دستیابی به اقتصاد بدون نفت ایفا کند. جالب توجه است که رهبری با توجه دادن جامعه و مسئولین به موارد فوق به طور کامل بسترهای سیاست کلان این پازل را تدارک دیده­اند و اکنون نوبت دولت محترم است که با اقدام و عمل، به تکمیل قطعات آن همت گمارد.

نویسنده : محمد جوادی
برداشت شده از پایگاه جامع مدیریت اسلامی

محرک های رونق ساختمان، در بافت فرسوده چیست؟

نوسازی بافت فرسوده

خیز ساختمانی در تهران، از محله‌های بافت فرسوده آغاز شد. ساخت‌وساز مسکونی در مناطق دارای املاک کلنگی طی دو ماه اول امسال به لحاظ تیراژ احداث واحد مسکونی بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت؛ درحالی‌که سایر مناطق پایتخت همچنان با رشد منفی عرضه مسکن مواجه است. بررسی‌ها درباره منشا رشد سرمایه‌گذاری ساختمانی در بافت فرسوده نشان می‌دهد‌ ۶ عامل محرک در دو دسته «تسهیلات و مشوق‌ها» و همچنین «تحولات بازار معاملات ملک» باعث تحریک ساخت‌وساز در این مناطق شده که مهم‌ترین آن، «وام‌ خرید بدون شرط» است.

روند ساخت‌وسازهای مسکونی در محدوده ۳ هزار و ۲۶۸ هکتاری بافت فرسوده تحت تاثیر ۶ محرک جدید که در یک سال و نیم اخیر به بازار آمده‌اند در مسیر رشد قرار گرفت، به طوری که کانون رونق ساختمانی در تهران در هسته پایتخت که عمدتا مناطق بافت فرسوده هستند در حال شکل‌گیری است و علائم اولیه رونق ساختمانی بعد از توقف جریان تعمیق رکود در بافت فرسوده خود را نشان می‌دهد. به گزارش «دنیای اقتصاد» کارنامه رسمی از آخرین وضعیت ساخت‌وسازهای مسکونی در دو ماه ابتدایی سال ۹۶ که شهرداری تهران منتشر کرده نشان می‌دهد: در دو ماه اول امسال آپارتمان‌سازی در بافت فرسوده تهران به لحاظ تیراژ ساخت(تعداد واحد مسکونی) ۵۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال ۹۵ افزایش پیدا کرده، این در حالی است که در دو ماه اول سال ۹۵ حجم ساخت وساز در بافت فرسوده ۳۲ درصد نسبت به دو ماه ابتدایی سال ۹۴ کاهش یافته بود.

مطابق با بررسی‌های انجام شده این میزان رشد ۵/ ۱ برابری ساخت وساز مسکونی در بافت فرسوده ناشی از ۶ محرک سیاستی و همچنین حرکت بازار معاملات برای تحریک سرمایه‌گذاری در این محدوده شهری بوده‌ است. منظور از محرک سیاستی، سیاست‌گذاری‌هایی است که به تحریک سیاست‌گذاری در بافت فرسوده منجر می‌شود و منظور از حرکت بازار معاملات علامتی است که از بازار مسکن به سازنده‌ها بابت مزیت ساخت‌وساز در بافت فرسوده منعکس شده است.

نوسازی بافت فرسوده

در شهر تهران طی ابتدای تابستان سال ۹۲ تا انتهای خرداد ۹۵ رکود ساختمانی وجود داشته طوری که در سال ۹۳ ساخت‌وساز در کل شهر تهران معادل ۵۹ درصد و در سال ۹۴ معادل ۳۴ درصد کاهش داشت اما شدت رکود از نیمه سال ۹۵ به بعد در کل مناطق شهر تهران کم شد و به دلیل توقف جریان تعمیق رکود ساختمانی از نیمه سال ۹۵ و رشد نامحسوس و اولیه ساخت‌وساز، معدل کل ساخت‌وسازها در پایتخت طی یک سال ۹۵ رشد یک درصدی را نسبت به ۱۲ ماه سال ۹۴ تجربه کرد. کارشناسان با اعلام رسمی این آمار در ماه گذشته عنوان کردند که نرخ رشد یک درصدی به‌عنوان نشانه اولیه از تحرک ساخت‌وساز است.

در حال حاضر آمار جزئی‌تر از ویژگی‌ ساخت‌وسازهای مسکونی در شهر تهران در سال ۹۵ که به تفکیک ساخت‌وسازها در هسته پایتخت و سایر مناطق منتشر شده مشخص می‌کند: خروج از رکود ساختمانی در تهران با نیروی محرکه سرمایه‌گذاری در بافت فرسوده در جریان است. در حالی که سال گذشته ساخت وساز مسکونی در شهر تهران یک درصد نسبت به سال ۹۴ به لحاظ تیراژ افزایش پیدا کرد اما در بافت فرسوده میزان رشد ساخت‌وساز به مراتب بیشتر بود و به ۵ درصد رسید. سال گذشته ۶۶ هزار واحد مسکونی در مناطق ۲۲ گانه شهر تهران ساخته شد که از این تعداد ۱۰ هزار و ۶۶۷ واحد مسکونی در محدوده هسته فرسوده پایتخت احداث شده است. بررسی این آمار نشان می‌دهد: در سال ۹۵ محل احداث ۱/ ۱۶ درصد واحدهای مسکونی جدید ساخته شده در شهر تهران، محدوده بافت فرسوده بوده‌است.

این روند رشد در سال جاری نیز ادامه پیدا کرده، به‌طوری که طبق آمار ارائه‌شده از سوی سازمان نوسازی شهر تهران، در دو ماه اول سال جاری معادل هزار و ۷۴۲ واحد مسکونی در بافت فرسوده ساخته شده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل معادل ۵۶ درصد افزایش داشته‌است. آنچه در حال حاضر بافت فرسوده شهر تهران را کانون رشدساز فعالیت‌های ساختمانی معرفی می‌کند دو آمار مربوط به «میزان رشد ساخت‌وساز در بافت فرسوده» و «سهم ساخت‌وساز در بافت فرسوده از کل ساخت‌وسازهای شهر تهران» است. آمار اول حاکی از آن است که میزان رشد ساخت‌وساز در بافت فرسوده بیش از میزان رشد ساخت‌وساز در کل شهر تهران است. آمار‌ها نشان می‌دهد درکل شهر تهران ساخت‌وساز مسکونی در دو ماه اول امسال ۱۵ درصد کاهش داشته در حالی که این شاخص در محدوده بافت فرسوده رشد ۵۶ درصدی را تجربه کرده است. به عبارت دیگر فعالیت‌های ساختمانی در مناطق خارج از بافت فرسوده در دو ماه اول امسال نسبت به مدت مشابه سال ۹۵ معادل ۲۵ درصد افت را تجربه کرده‌است.

 

گزارش «دنیای اقتصاد» از آمار دوم که نشان‌دهنده شکل‌گیری رونق در بافت فرسوده است، حاکی از آن است که تحت تاثیر حرکت سرمایه‌های ساختمانی به بافت فرسوده سهم این مناطق شامل مناطق ۷ تا ۱۲ و ۱۴ تا ۱۸ و ۲۰ از کل ساخت‌ وساز در پایتخت از ۹/ ۱۳ درصد مربوط به دوره رونق قبلی(سال ۹۵) به ۱/ ۱۶ درصد در یک سال ۹۵ و ۲۵ درصد در حال حاضر افزایش پیدا کرده است. این میزان افزایش سهم ناشی از رشد تیراژ ساخت‌وساز در بافت فرسوده و عدم رشد مثبت ساخت وساز در خارج از بافت فرسوده بوده‌است. بررسی‌ها نشان می‌دهد ۶ محرک از دو مسیر سیاست‌گذاری بخش مسکن و بازار معاملات مسکن منجر به تحرک محسوس و قوی ساخت‌وساز در بافت فرسوده شده‌است. اولین محرک مربوط به تسهیلات خرید مسکن با امتیاز ویژه در بافت فرسوده پایتخت است که از محل صندوق پس‌انداز یکم در حال پرداخت است. تسهیلات این صندوق که در حالت کلی بالاترین سقف وام خرید را به سپرده‌گذاران پرداخت می‌‌کند در بافت فرسوده با دو امتیاز ویژه به خریداران آپارتمان‌ها تعلق می‌گیرد. امتیاز اول کمتر بودن نرخ سود تسهیلات معادل ۵/ ۱ واحد درصد(نرخ سود تسهیلات صندوق پس‌انداز یکم در محدوده بافت فرسوده معادل ۸ درصد و در سایر مناطق شهری معادل ۵/ ۹ درصد است) نسبت به سایر مناطق شهری است و امتیاز دوم حذف شرط خانه اولی برای پرداخت تسهیلات صندوق پس‌انداز یکم در بافت فرسوده است. اگرچه در سایر مناطق شهری نداشتن سابقه مالکیت برای استفاده از این تسهیلات الزامی است اما در بافت فرسوده همه نوع طیف تقاضای خرید مسکن می‌توانند از این وام استفاده کنند. این شکل پرداخت تسهیلات خرید مسکن در بافت فرسوده سبب شده از یکسو هزینه دریافت وام و میزان پرداخت اقساط ماهانه در بافت فرسوده کمتر از سایر مناطق شهری برای تقاضای مصرفی شود و از سوی دیگر امکان استفاده تقاضای سرمایه‌ای از این تسهیلات در بافت فرسوده فراهم شود. کارشناسان بازار مسکن معتقدند ورود تقاضای سرمایه‌ای و همچنین ورود تقاضای مصرفی از نوع غیرخانه‌اولی به بافت فرسوده یکی از نیازهای هسته فرسوده پایتخت برای تغییر چهره محله‌ها و فراهم شدن زمینه برای ورود سرمایه‌گذاران برای توسعه سایر کاربری‌ها در این مناطق است.

همین موضوع باعث شده معاملات در بافت فرسوده پایتخت رونق گیرد و سرمایه‌‌گذار را برای سرمایه‌گذاری بیشتر تحریک کند.

محرک دوم تسهیلات ساخت بدون سپرده مخصوص ساخت‌وساز در بافت فرسوده است که در حال حاضر تا سقف ۵۰ میلیون تومان به سازنده‌های بافت فرسوده پرداخت می‌شود. در شرایطی که مسیر پرداخت وام ساخت بدون سپرده در سایر مناطق شهری(تسهیلاتی که سال گذشته پرداخت آن توسط بانک مسکن در دامنه ۱۱۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان آغاز شد) با اختلال روبه‌رو شده اما با اولویت تعیین شده برای تزریق منابع به بافت فرسوده، روند پرداخت وام ۵۰ میلیونی به پروژه‌های بافت فرسوده بدون معطلی در جریان است. این موضوع باعث شد آن دسته از سازنده‌ها که کمبود نقدینگی دارند با استفاده از بسته تسهیلاتی پایتخت بتوانند خود را تجهیز کنند. نیروی محرک سوم که از طرف بازار معاملات مسکن شکل گرفته تقویت معاملات مسکن در بافت فرسوده است. ماه گذشته در حالی که حجم معاملات خرید مسکن یک درصد نسبت به ماه مشابه سال گذشته افت داشت در محدوده بافت فرسوده حجم معاملات با ۳/ ۲ درصد رشد همراه بود.

اگرچه کل معاملات بازار مسکن از رکود عمیق سال‌های ۹۲ تا ۹۴ فاصله گرفته و از سال ۹۵ در فاز پیش رونق قرار گرفته اما میزان تحرک در بافت فرسوده نسبت به سایر مناطق ۲۲گانه بیشتر است. این روند باعث شده طول دوره انتظار برای فروش آپارتمان به خصوص واحدهای مسکونی نوساز نسبت به خارج از بافت فرسوده کمتر شود. تحقیقات میدانی «دنیای اقتصاد» حاکی از آن است که بسیاری از سازنده‌ها طی مدت اخیر حداکثر در بازه زمانی یک ماهه واحدهای مسکونی خود را به فروش رسانده‌اند. محرک چهارم نیز که از طرف بازار معاملات خرید مسکن است به میل بالا برای پیش‌خرید مربوط می‌شود. از آنجا که متقاضیان خرید مسکن در بافت فرسوده باید دوره سپرده‌گذاری را طی کنند و از طرف دیگر با نوسانات مواجه هستند، ترجیح می‌دهند که پیش‌خرید انجام دهند تا از نوسانات قیمتی بازار در امان بمانند و این شکل ورود متقاضیان به بازار مسکن در بافت فرسوده به‌عنوان یک امتیاز برای سازنده‌ها محسوب می‌شود.

پنجمین نیروی محرکه نیز به تفاوت در نوسان قیمت بین مناطق بافت فرسوده و سایر مناطق شهری مربوط می‌شود. مطابق بررسی‌ها میزان نوسانات قیمت در بافت فرسوده به مراتب کمتر از مناطق دیگر شهر است که می‌تواند برای خریداران مصرفی یک امتیاز ویژه تلقی شود و محصول آن چون به رشد معاملات دامن می‌زند متوجه سازنده‌ها باشد. نهایتا ششمین عاملی که باعث حرکت ساخت‌وساز در بافت فرسوده شهری شده بسته تشویقی شهرداری برای نوسازی املاک فرسوده تهران است که مجموعه‌ای از معافیت‌ها و تخفیفات را برای هزینه‌های جانبی ساخت‌وساز در نظر گرفته است. کاهش هزینه‌های ساخت‌وساز از این محل باعث می‌شود عایدی سازنده‌ها از محل فعالیت‌های ساختمانی در محدوده بافت فرسوده با افزایش مواجه شود. ارائه تراکم تشویقی، تخفیفات ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی عوارض ساختمانی، لحاظ امتیازات ویژه برای تامین پارکینگ و رایگان شدن هزینه انشعابات ساختمانی از جمله این تخفیفات است. البته در سال جاری یک پارامتر هزینه‌ای دیگر شامل هزینه خدمات نظام مهندسی مشمول تخفیف شده است. این مشوق‌ها و معافیت‌ها به گونه‌ای پرداخت می‌شود که سازنده‌ها به تجمیع املاک فرسوده (تخریب بیش از یک پلاک) تشویق می‌شوند. فرآیند ساخت‌وسازهای تجمیعی سبب می‌شود هزینه ساخت وساز بیش از ساخت وساز انفرادی کاهش یابد و در نتیجه می‌تواند عایدی بیشتری نصیب سازنده‌ها کند. آمارها نشان می‌دهد سهم ساخت وساز تجمیعی در بافت فرسوده پایتخت در سال ۹۵ معادل ۴۳ درصد از کل ساخت‌وسازهای انجام شده در این محدوده بوده که این سهم در دو ماه اول سال جاری به ۵۰ درصد یعنی معادل نیمی از پروژه‌های نوسازی انجام شده در بافت فرسوده رسیده است. بررسی‌ها حاکی از آن است که این بسته تشویقی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد هزینه ساخت وساز را در هسته فرسوده پایتخت نسبت به سایر مناطق کاهش می‌دهد که به این ترتیب سازنده‌ها در بافت فرسوده به همین میزان و وابسته به تناسب قیمت فروش از عایدی بیشتری نسبت به سایر مناطق می‌توانند برخوردار شوند.

 

برداشت شده از دنیای اقتصاد

سهم صنایع ایرانی از بازارهای جهانی

بیش از پنج دهه از ایجاد صنایع بزرگ در کشور سپری شده است، ولی هنوز بنگاه‌های داخلی نتوانسته‌اند سهمی مناسب را از بازارهای جهانی کسب کنند. یک نگاه کلی این نقص را اثبات می‌کند که به ندرت می‌توان در بازارهای جهانی از برندهای ایرانی سراغی گرفت. بخش عمده‌ای از صادرات کشور به مواد خام اختصاص دارد و سهم صادرات صنعتی، به‌ویژه محصولات پیشرفته، بسیار ناچیز است.

طی ۱۰ سال گذشته، سهم محصولات پیشرفته از صادرات صنعتی به‌طور میانگین در کشورهای فیلیپین، سنگاپور و مالزی به ترتیب ۵۷، ۴۸ و ۴۵ درصد بوده درحالی‌که این رقم در ایران در حدود ۵ درصد بوده است. حضور اندک صنایع داخلی در بازارهای جهانی، ریشه‌های مختلفی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها، توان پایین رقابت‌پذیری بنگاه‌‌های صنعتی است. عوامل و شرایط مختلفی بر کاهش رقابت‌پذیری بخش صنعت ایران اثر گذاشته است که به مهم‌ترین آنها در این جا اشاره می‌شود.

 

سیاست‌های حمایتی

از پنج دهه پیش روند شکل‌گیری صنایع بزرگ و متوسط،‌ از خودروسازی و لوازم خانگی تا ساخت فلزات اساسی، در بستری از حمایت‌های دولتی شتاب گرفت و سیاست‌ جایگزینی واردات و حمایت از صنایع نوپا به ماموریت اصلی مسوولان صنعتی کشور تبدیل شد. در این بستر بود که انواع سیاست‌های حمایتی در ادوار مختلف به اجرا درآمد، ولی برخلاف انتظار، شاید بتوان همین سیاست‌های حمایتی دائمی را عمده‌ترین مانع بالندگی و توانمندی صنایع کشور دانست. به‌ویژه سیاست‌های رایجی مانند افزایش تعرفه‌های گمرکی، توزیع تسهیلات بانکی ارزان بین صنایع، پرداخت یارانه به حامل‌های انرژی، توزیع انواع رانت‌ها یا حتی سهل‌گیری نسبت به بازپرداخت بدهی‌های معوق بانکی و اجبار مشتری به خرید کالای داخلی، طیفی از انواع حمایت‌هایی است که طی دهه‌های گذشته از صنایع داخلی به عمل آمد، ولی نتیجه آن چیزی جز وابستگی بیشتر صنایع داخلی به حمایت‌های دولتی نبود. به‌طور منطقی این چنین حمایت‌هایی ممکن است بتواند به شکل‌گیری یک صنعت نوپا کمک کند یا بتواند ورشکستگی بنگاه‌های تولیدی ناکارآمد را به تعویق اندازد، ولی قطعا انگیزه هر گونه تلاش برای نوآوری و افزایش کیفیت و کاهش هزینه ‌تمام‌شده را از بین خواهد برد. در نتیجه چندین دهه حمایت‌های غیراصولی دولت‌ها، به‌تدریج اکثر بنگاه‌های صنعتی کشور به بنگاه‌هایی ناکارآمد و بدهکار و فاقد توان رقابت در بازارهای جهانی‌ تبدیل شده‌اند.

 

سیاست‌های ارزی

سیاست ارزی دولت، به‌واسطه تزریق مداوم ارز در بازار، موجب کاهش مستمر نرخ ارز حقیقی شده است. پس از جهش ارزی سال ۱۳۹۱، نرخ ارز حقیقی از سال ۱۳۹۲ به بعد با شیب ملایمی به‌طور مداوم کاهش یافت. کاهش نرخ ارز حقیقی، به‌طور طبیعی توان رقابت‌پذیری تولیدات داخلی در بازارهای جهانی را تضعیف می‌کند و سودآوری صادرات را کاهش می‌دهد. علاوه‌بر آن، کاهش نرخ ارز حقیقی، با ایجاد مزیت برای کالاهای وارداتی، انگیزه سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در صنایع داخلی و انتقال فناوری به داخل کشور را کاهش داده و شکاف فناوری را بیشتر می‌کند. از سوی دیگر، پایین ‌نگه‌داشتن مستمر نرخ ارز، همواره انتظار یک جهش نرخ ارز را در آینده به‌وجود آورده و موجب نااطمینانی در بازار می‌شود که آن هم مانع دیگری برای توسعه سرمایه‌گذاری‌ها است. در نهایت، سرکوب نرخ ارز، مانعی برای توسعه صادرات محسوب می‌شود.

 

خصوصی‌سازی و واگذاری‌ها

هدف اصلی اجرای سیاست خصوصی‌سازی و واگذاری بنگاه‌های دولتی، افزایش کارآیی و بهره‌وری و در نتیجه افزایش توان رقابت‌پذیری اقتصاد است. در عمل، با واگذاری برخی از بنگاه‌های دولتی در قالب رد دیون و سهام عدالت و واگذاری بنگاه‌های دولتی به نهادهای عمومی غیردولتی،‌ نه‌تنها کارآیی و بهره‌وری بنگاه‌ها افزایش نیافت، بلکه حتی در مواردی، شکل جدیدی از انحصارات نیز شکل گرفت. به همین علت است که با وجود رفع موانع قانونی جذب سرمایه‌گذاری خارجی، هنوز در اغلب بخش‌های اقتصادی میزان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و حضور شرکت‌های فراملیتی ناچیز است. به‌طور طبیعی در یک محیط غیررقابتی، انگیزه‌ای برای نوآوری و تلاش برای افزایش کیفیت و کاهش هزینه تولید وجود نخواهد داشت. این مساله توان رقابت‌ بنگاه‌های داخلی در بازارهای جهانی را کاهش داده است.

 

محیط کسب‌و‌کار

عواملی مانند انحصارات، دخالت‌های دولت در قیمت‌گذاری، بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی، عدم شفافیت‌ها، فشار قوانین و مقررات و نظایر آن، محیط کسب‌و‌کار را برای بنگاه‌‌های صنعتی نامساعد می‌کند و از طریق افزایش هزینه‌های مبادله، قیمت تمام‌شده تولیدات داخلی را افزایش می‌دهد. در نتیجه، محیط کسب‌و‌کار نامساعد، عاملی در جهت کاهش توان رقابت بنگاه‌های داخلی در بازارهای جهانی محسوب می‌شود.

 

زیرساخت‌های مالی

مشکلات مربوط به زیرساخت‌های مالی، به‌ویژه مساله انجماد مالی و محدودیت نظام بانکی در تجهیز منابع جدید، فقدان ابزارهای مالی کارآ و منعطف در بازار سرمایه، سهم ناچیز بازار سرمایه و بازار بدهی در اقتصاد ایران و موانع باقیمانده در مسیر تعامل نظام بانکی کشور با نظام مالی بین‌المللی، در مجموع مشکلات متعددی را در مسیر بنگاه‌های صنعتی برای تامین مالی سرمایه‌گذاری‌های جدید، تامین سرمایه درگردش، صادرات محصول، واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات و همچنین سرمایه‌گذاری‌های مشترک با طرف‌های خارجی به‌وجود آورده است؛ بنابراین مشکلات و ضعف‌های موجود در زیرساخت‌های مالی کشور را می‌توان یکی دیگر از عوامل کاهش توان رقابت‌پذیری بنگاه‌های داخلی در برابر رقبای خارجی محسوب کرد.

 

نکته آخر

اقتصاد ایران برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و اشتغال‌زا، به‌طور جدی نیازمند توسعه صادرات و حضور در بازارهای جهانی است. توسعه صادرات نیز کاملا وابسته به افزایش توان رقابت‌پذیری بنگاه‌های داخلی است. افزایش توان رقابت‌پذیری بنگاه‌های داخلی نیز مستلزم اصلاحات ساختاری و بازنگری جدی در برخی سیاست‌ها و فراهم کردن الزاماتی است که مهم‌ترین آنها عبارتند از ثبات اقتصاد کلان، اصلاح سیاست‌های ارزی، کاهش موانع تجاری، کاهش انحصارات، کاهش دخالت‌های دولت در قیمت‌گذاری، حذف سیاست‌های حمایتی ناکارآمد، توسعه زیرساخت‌های اقتصادی، بهبود محیط کسب‌و‌کار، افزایش شفافیت و رقابت‌ در اقتصاد، اصلاح نظام بانکی و توسعه زیرساخت‌ها و ابزارهای مالی.
______________________________________________________

نوشته شده توسط حمید آزمند_ روزنامه دنیای اقتصاد

مرور تاریخ، مذاکرات هسته ای لیبی

معمر قذافی از همان روزی که در سال ۱۹۶۹ توانست کنترل لیبی را به دست بگیرد، به دنبال دست‌یابی به فناوری هسته‌ای بود و همواره در اختیار داشتن انحصاری بمب اتم توسط رژیم صهیونیستی در منطقه را محکوم می‌کرد. با توجه به اِعمال محدودیت‌های فراوان از سوی کشورهای غربی، تلاش‌های قذافی برای دستیابی به این فناوری ۳۰ سال به طول می‌انجامد و پس از کش‌وقوس‌های فراوان در اکتبر ۲۰۰۰ میلادی اولین سانتریفیوژ لیبی با موفقیت آزمایش می‌شود.[۱] کشورهای غربی با اِعمال تحریم گسترده ضد لیبی درنهایت موفق شدند لیبی را در سال ۲۰۰۳ به‌پای میز مذاکره بکشانند. پس از ۹ ماه مذاکره پنهانی میان لیبی، انگلیس و آمریکا، قذافی اعلام کرد که برنامه هسته‌ای، شیمیایی و موشک‌های بالستیک خود را در ازای رفع تحریم‌ها تعطیل می‌کند. این کشور همچنین متعهد به اجرای کامل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) شد و پذیرفت که به بازرسان اجازه بررسی تمامی این برنامه‌ها را بدهد.[۲]

در ۳۰ آوریل ۲۰۰۳، لیبی (تحت فشارهای خارجی) مسئولیت حادثه لاکربی را بر عهده می‌گیرد و متعهد می‌شود که ۲.۷ میلیارد دلار غرامت به خانواده ۲۷۰ قربانی این حادثه پرداخت کند. این اما پایان کار نبود و در ۸ ژانویه ۲۰۰۴ نیز لیبی متعهد می‌شود که ۱۷۰ میلیون دلار غرامت به بازماندگان قربانیان حادثه بمب‌گذاری خطوط هوایی فرانسه پرداخت کند.[۳]

با اجرای کامل تعهدات لیبی، همگی منتظر برداشته شدن تحریم‌های غرب ضد لیبی بودند. اما سفیر آمریکا در سازمان اعلام کرد که اگرچه آمریکا مانع برداشته شدن تحریم‌های سازمان ملل ضد لیبی نمی‌شود، اما تحریم‌های آمریکا ضد لیبی به خاطر نقض حقوق بشر در این کشور و نقش لیبی در منازعات منطقه‌ای در آفریقا سر جای خود باقی خواهد ماند.[۴] لیبی که به امید برداشته شدن تحریم‌ها با غربی‌ها سازش کرده بود، نه‌تنها به هدف خود نرسید، بلکه چند میلیارد دلار غرامت پرداخت کرد و برنامه هسته‌ای و بالستیکی خود را نیز از بین برد. چندین سال بعد، نه نامی از معمر قذافی باقی بود، نه دیگر لیبی کشوری بود امن و پایدار برای مردمان خود.

منبع نوشته های بالا، وبسایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه(مدظله) بود. لازم میبینم که یادآوری کنم که نه حکومت ایران، حکومت خودکامه لیبیه و نه هدف ما تولید سلاح هسته ایه، اما گاهی لازمه تا تاریخ رو مرور کنیم تا جهان رو بهتر شناخته حواسمون رو بیشتر جمع کنیم… درسته که مذاکره، لازمه تداوم حیاط دنیاست، اما باید حواسمون باشه که کشورهای از اختلافات داخلی ما سوء استفاده نکنن و با تکیه بر ضعف های اقتصادی مون، سرمون رو کلاه نذارن…

پی‌نوشت‌ها:
[۱] http://www.pircenter.org/kosdata/page_doc/p۱۸۱۳_۲.pdf
[۲] http://www.nuclearfiles.org/menu/key-issues/nuclear-weapons/issues/proliferation/libya/۲۰۰۴-۰۴-۲۲_disarming-libya-wmd_RS۲۱۸۲۳_fas_org.pdf
[۳] http://edition.cnn.com/۲۰۰۴/WORLD/africa/۰۲/۱۰/libya.sanctions.facts/index.html?iref=allsearch
[۴] https://www.theguardian.com/uk/۲۰۰۳/sep/۱۲/lockerbie.libya

سخنرانی علمی”وضعیت صنعت ساخت و ساز در ایران” برگزار شد…

جلسه سخنرانی علمی با موضوع “وضعیت صنعت ساخت و ساز در ایران، چالشها و فرصتهای سرمایه گذاری”، در روز چهارشنبه ۱۶خرداد، در محل اتاق جلسات دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

در این جلسه به بررسی موارد زیر پرداختیم:
* چرا باید به صنعت ساخت و ساز توجه ویژه داشته باشیم؟
* بررسی مسکن به عنوان یک کالا
* بازار مسکن و اقتصاد کلان
* صنعت ساخت و ساز
* نوآوری و فناوری در صنعت ساخت و ساز
* مالیات در صنعت ساخت و ساز
* بازار مسکن در ایران
* پیش بینی آینده بازار مسکن در ایران
* راهکارهای احیاء صنعت ساختمان
* راهکارهای خروج از بحران مسکن در ایران
* رشد در رکود

 

دانلود اسلایدها:

“قوی سیاه”؛ کتابی از جنس شک و ریسک + دانلود

“پیش از کشف استرالیا، مردم بی چون و چرا باور داشتند هر قویی سفید است، چون تجربیات ایشان پیوسته این باور را تایید می کرد. اهمیت داستان قوی سیاه در این است که شکنندگی دانش ما را نمایان می‌کند و نشان می‌دهد آموختن ما از تجربیات و مشاهدات با چه محدودیت‌های شدیدی رو به روست. تنها یک مشاهده کافی است تا گزاره ای کلی که دستاورد هزاران سال تماشای میلیون ها قوی سفید است، بی اعتبار شود – تنها با دیدن یک قوی سیاه.”

کتاب قوی سیاه

نسیم نکلاس طالب،اقتصاددانی‌ست که وقتی چند سال قبل گفت اقتصاد جهان به سمت فاجعه پیش می‌رود، مورد تمسخر واقع شد، اما اینک معامله‌گران بازار سهام، اقتصاددانان، حتی‌سازمان فضایی ناسا، برای شنیدن صحبت‌های او هیاهو می‌کنند. این پژوهشگر و نویسنده‌ی لبنانی – آمریکایی، متولد ۱۹۶۰ در لبنان است. در سرتاسر کتاب مهارت حیرت انگیز طالب در نویسندگی و افکار تازه و نگاه ریزبینانه او به حقایق، الگوها و وقایع دنیا نمایان است. کتاب قوی سیاه، کتابی است که طالب اندیشه‌های خود در مورد ریسک و عدم قطعیت را در آن به رشته تحریر در آورده است.
در نگاه اول در میابیم که از مطالب کتاب، در آزمون دکتری سوالی نخواهد آمد. مطمئنا در امتحانات دانشگاه نیز استادی از آن‌ها سوالی مطرح نخواهد کرد. از سوی دیگر نه آموزش تحلیل تکنیکال است و نه در بردارنده سیگنال‌های خرید سهام. طالب حتی به پیشبینی شرایط اقتصادی آینده هم نپرداخته است. با خواندن آن هیچ فرمولی برای پیشبینی وضعیت آینده شرکت‌ها با توجه به نسبت‌های مالی پیدا نمی‌کنیم. اما بزرگان و دانشمندان بسیاری خواندن آن را به دیگران(و خصوصا مدیران) پیشنهاد کرده اند.
در حقیقت کتاب قوی سیاه نه کتابی آموزشی است و نه درسی، بلکه بیشتر شباهت به کتابهای اندیشه دارد، اندیشه ای بر اساس احتمالات گوناگون و چگونگی تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت. اندیشه ای مبتنی بر رها کردن تفکر از پیش‌فرض‌های تاریخی و اندیشیدن در حال.
“اتفاق بزرگ، به این دلیل رخ می‌دهد که کسی برای آن آماده نیست. به این دلیل که تمامی افراد با در نظر گرفتن پیشفرض‌های تاریخی، در پیش‌بینی آینده اشتباه عمل کرده اند.”
بیایید به این فکر کنیم که آیا اگر صد سال قبل زندگی می‌کردیم، آیا می توانستیم ظهور و سقوط هیتلر را پیش بینی کنیم؟ فروپاشی شوروی را چطور؟ داعش را؟ سیل مهاجرت به اروپا را؟ گسترش اینترنت را؟ و یا فروپاشی بازار(بحران اقتصادی ۲۰۰۸) و برگشت نامنتظره آن را؟ مدهای زودگذر، ایدز، مکاتب فکری مختلف، مکاتب هنری مختلف همه و همه از دینامیک قوی سیاه پیروی می کنند.
قوی سیاه، از آن دست کتب کمیابی است که گاها از قلم نویسندگان بزرگ بیرون آمده و موجی ایجاد می‌کند، از آن دست کتاب‌های جامعی که نه تنها برای دانشجویان رشته‌های اقتصاد و مدیریت مالی، بلکه برای هر شخص دیگری از هر رشته‌ای و در هر شغلی و مقامی بسیار مفید است.

شما میتوانید نسخه اصلی کتاب را از از اینجا دریافت کنید:

به بهانه روز ملی استعدادهای درخشان، «نامه خداحافظی دکتر اژه ای از سمپاد»

جواد اژه‌ای مشاور رهبری و رئیس هیئت امنای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان از بدو تأسیس تا سال ۱۳۸۷ می‌باشد.

جواد اژه‌ای، فرزند علی‌محمد در ۵ فروردین ۱۳۲۷ در اصفهان به دنیا آمد. او به جز تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ روانشناسی تا دکترا و در کشور اتریش (دانشگاه دولتی وین) انجام داده و داماد و پسرخاله آیت‌الله سید محمد بهشتی است. او دارای مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی از دانشگاه اصفهان (در سال ۱۳۵۰) و دکترای روانشناسی تجربی از دانشگاه دولتی وین (در سالهای پایانی دهه ۵۰) است. او مدتی ریاست سازمان بهزیستی را بر عهده داشت و بعد از آن، در سمت معاونت فرهنگی-اجتماعی نخست وزیر وقت یعنی میرحسین موسوی مشغول به کار شد که در همین فاصله یعنی در سال ۱۳۶۶ طرح تشکیل سازمان استعدادهای درخشان را به دولت ارائه داد.

وی در دی ۱۳۸۷ از سمت خود برکنار شد. در جریان آزمون مشکوک سال ۱۳۸۷ که سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان پس از اعلام نتایج، دو سؤال غلط گزارش شده را حذف کرد و این باعث شد تا بعضی از قبول شدگان، رد شوند که باعث اعتراضات زیادی شد. در نهایت ر.گ، طراح آزمون استعفا می‌دهد و هجمه عجیبی در سایت‌ها و رسانه‌ها علیه مسئولین سازمان و بخصوص جواد اژه‌ای شد. همین فضای رسانه ای، باعث استعفای اجباری جواد اژه‌ای شد. این سناریو در جهت تضعیف مراکز استعدادهای درخشان چیده شده بود. مراکزی که با تلاش و مجاهدت مدیرانی متخصص و معلمینی متعهد و دانش آموزانی سخت کوش و با استعداد، تبدیل به گل سر سبد نظام آموزشی ما شده بود.

هرچند حقیر نیز وجود برخی انتقادات به جا در این مدارس را تا حدودی قبول دارم(همچون کم پرداختن به دروس و علوم انسانی در این مدارس که ان شاءالله بعدا و در نوشته ای دیگر به آن اشاره خواهم کرد)، اما به عنوان یک دانش آموخته در مدارس سمپاد(مدرسه هاشمی نژاد۱ مشهد)، مدارس ملی استعدادهای درخشان را، از جمله اندک نهال های پرثمر نظام آموزشی کشور یافته(هرچند، حدود یک دهه است که این نهال پرثمر با سوء مدیریتِ مدیرانی ناآشنا به فضای تیزهوشان، در حال خشک شدن است) و بر خود میدانم تا از زحمات حجت السلام و المسلمین، دکتر جواد اژه ای به این وسیله تشکر کنم.

در حال حاضر اژه‌ای نمایندهٔ ولی فقیه در امور دانشجویان ایرانی اروپا و آمریکا است. نامه زیر نوشته جواد اژه ای در سال ۱۳۸۷ و در زمان استعفای اوست.


هو المحبوب

وقتی آمدم، موی سپیدی بر چهره‌ام نبود و اکنون پس از گذشت بیش از بیست و یک سال، با قامتی راست و امیدوار، محیط کارم را ترک می‌کنم؛ با فرزندی رشید به نام سمپاد برای ایران اسلامی: مقاوم و سازش‌ناپذیر. در این مدت، دو تن بیش از همه مرا ممنون خود ساختند: رهبر معظم انقلاب که با دفاع از سمپاد در شورایعالی انقلاب فرهنگی، به این نهال امکان غرس دادند و همواره نگران کاستی‌های آن بودند؛ و نخست وزیر وقت، جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که مرا به این مسیر کشاند. در این مدت سعی کردم مدیرانی داشته باشم که به فرموده امام راحل (ره) بر ریاست ریاست کنند، نه دریوزگی مدیریت، و در این که تا چه حد موفق بودم، هیچ گاه تردیدی نداشته‌ام. هر چند، هر کسی در گزینش خود دچار خطا می‌شود و من تا آخرین لحظه در هدایت مدیرانم به سوی استقلال و تعهد به انقلاب و اسلام ــ به جای تعهد به خطوط سریع السیر و قلیل البقا ــ کوشیدم. بچه‌های این سرزمین را در هر کجای ایران عزیز، همانند هر ایرانی مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و این دوست داشتن را لازمه ذهن هر معلمی می‌دانم که بخواهد راه انبیا، و نه دریوزگی اغنیا، را طی کند. سمپاد را برای آن‌ها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آن‌هاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبروی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم.
خدا را شاکرم که با حداقل سرمایه مادی و بیشترین سرمایه معنوی، مراکزی را تأسیس کردم که اولیای قبول نشدگان با درایت آن، اقرار به وجود رقابت سالم می‌کردند و فقط معدود راه‌نیافتگانی بودند که بهه لجن‌پراکنی و فحاشی می‌پرداختند. برای من اما، نه تعریف پذیرفته‌شدگان و نه توهین معدود راه‌نیافتگان، تفاوت بنیادینی نداشت. به هیچ ناحقی حق ندادم و از اصلاح هیچ اشتباهی ــ حتی اگر مقدمه لجن‌پراکنی برایم می‌شد ــ روی‌گردان نشدم.
در کنکور امسال، با وجود اعلام نتایج بر روی سایت، وقتی به من اعلام شد که دو سئوال، پاسخ‌های نزدیک به هم داشته‌اند و کلید چهار سئوال نیز جابه جا شده است، بدون لحظه‌ای تردید تصمیم گرفتمم آن دو سئوال را حذف و کلید چهار سئوال را اصلاح و مجدداً اسامی پذیرفته شدگان را به همراه اسامی کسانی که حقشان ضایع شده بود، بر روی سایت بگذارم. می‌دانستم که با یک «سونامی ردشدگان» روبرو خواهم شد و تازه بعد از این اعلام بود که اعتراض‌ها صورت گرفت و انعکاس آن موجب درخواست غیر قانونی لغو کنکور، هم از سوی دوستان ساده لوح و هم از سوی ستیزه‌گران شادمان، شد. در ادامه، ادعای یافتن ۱۶ غلط جدید و تشخیص آن در طی چند ساعت و عدم قدرت به اثبات رساندن حتی یکی از این غلط‌ها مطرح شد و حتی در ۲۰ اردیبهشت ماه، کلیه اشکالات با صدا و سیما مطرح و ضبط تلویزیونی شد، ولی با وجود پوشش رسانه‌ای هیاهوی ردشدگان، حتی یک ثانیه از آن پخش نگردید؛ واقعاً چه عدالتی! در اینجا باید از وزیر محترم آموزش و پرورش به جهت حمایت از برگزاری مرحله دوم آزمون ورودی سمپاد در اردیبهشت ۱۳۸۷ قدردانی نمایم که این موافقت در پی گزارش مستند سمپاد حاصل شد.
از مرداد ماه ۸۷ به بعد، با هر مدیری که جلسه داشتم، خداحافظی می کردم و حتی برای نیمسال اول تحصیلی، ساعت موظف تدریسم را در دانشگاه پر کردم. انبوهی از کارهای جنبی، نظیر آرشیوو فصلنامه روانشناسی و زونکن‌های مربوط به سایر فعالیت‌هایم را به خارج از سازمان انتقال دادم تا در روز موعود (!) سبکبار خداحافظی کنم، هر چند خود این امر نیز خالی از عواقب نبود. متأسفانه کار انتخاب جایگزین کمی به طول انجامید، تا این که در بعد ازظهر ۱۶ دی ماه، طی یک نمابر ساده، نام جانشینی که حدود یک ماه قبل از آن مطلع شده بودم، برایم ارسال شد. همان شب به راننده گفتم ماشین را بخواباند و خود با وسیله شخصی یکی از همکاران، سمپاد را ترک کردم.
اکنون احساس می‌کنم باری را از دوشم برداشته‌اند و از هرگونه قصور و تقصیری که در این مدت داشته‌ام، از پروردگارم و عزیزان سمپادی پوزش می‌طلبم. آنچه تأسیس شده، به خاطر ایران اسلامی بودهه است. سمپاد در آن زمان، زیر بمباران و موشک باران ایجاد شد و نامه درخواستش در روزهای سخت جنگ به ریاست جمهوری ارسال شد. آن روز، یکی از اساتید آموزش و پرورش دلیل مخالفتش با تأسیس را این موضوع اعلام کرد که پذیرش دانش‌آموز با معدل ۱۹ و تحویل دادن دانش‌آموز با معدل ۱۹ هنر نیست. رهبر انقلاب در پاسخ فرمودند، این گفته وقتی صحیح است که فرض کنیم در شرایط فعلی دانش‌آموزان با معدل ۱۹ وارد مدارس می‌شوند و با معدل ۱۹ از همان مدارس خارج می‌شوند، در حالی که عملاً این طور نیست.
از میان شش وزیر روی کار آمده در این مدت، تنها یک وزیر برایم کم‌آزار بود و من چه شب‌ها که تا صبح نگران این کودک نوپا، بی‌خوابی را تجربه نکردم. فکر نمی‌کردم این نهال در کنار سایر نهال‌های آموزشیی نظام مقدس ما این چنین سریع به بار بنشیند؛ آن هم با وجود آن همه هیاهوی فرار مغزها و اطلاعاتی که هیچ وقت تبیین و تفسیر نشد و فقط چماقی بر سر سمپاد ماند که معلوم نبود در دست چه کسی است.
فرزندان سمپادی‌ام! اطمینان داشته باشید هیچ کجا مانند وطن یک فرد نیست و هیچ افتخاری بالاتر از تلاش برای تعالی و رشد و شکوفایی سرزمین مادری نیست، و این تنها در سایه باور توحیدیی امکان‌پذیر خواهد بود. اگر شما بر این باور باشید، کاری کارستان خواهید کرد و عظمت و مجد گذشته سرزمینتان را تکرار خواهید نمود.
همکاران سمپادی‌ام! می‌دانم از میان شما، آنان که به راه سمپاد معتقد بودید، از نظر مادی هیچ بهره‌ای نگرفتید و بیش از آن چه موظفتان بود، کار کردید. در هر شهری با کوشش شما مدارس سمپاد جانن گرفت و آن که کمتر از همه نقش داشت من بودم و آن که بیش از همه ناسزا شنید، شما بودید. هر کجا هستید، به خدمت خود ادامه دهید و بدانید که خدا تنها داوری است که می‌توان به او تکیه کرد و امید داشت.
من خوشحالم که هیچ یک از سفارش‌شدگان معدود نمایندگان مجلس و معدود کارگزاران نظام ــ که عادت به ثبت سفارش داشتند ــ به سمپاد راه نیافتند، که اگر این چنین بود، در طول این سال‌ها باا سمپادی‌های عاشق و در عین حال مطالبه‌گر روبه رو نبودم.
امیدوارم ایران عزیز از زعفران وجود شما پربهره باشد و روزهای شکوفایی علمی ایران اسلامی، مسیر رهروان بعدی را روشن‌تر و شاداب‌تر سازد. در پایان، عذرخواهی می‌کنم از این که از آنچه در ذهنمم برای سرمایه‌های سرزمینم بود، بخش ناچیزی را تحقق بخشیدم و همواره کلام رهبرم در پیش رویم بود که:
«عدالت» به معنای این نیست که ما با همه استعدادها با یک شیوه برخورد کنیم؛ نه، استعدادها بالاخره مختلف است. نباید بگذاریم استعدادی ضایع شود و برای پرورش استعدادها باید تدبیر بیاندیشیم؛؛ در این تردیدی نیست. اما ملاک باید استعدادها باشد و لاغیر؛ عدالت این است. و با تفألی از لسان‌الغیب:
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگهدار که من می‌روم الله معک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

جواد اژه‌ای
۸۷/۱۰/۲۲